نوشته شده توسط موسسه پرورش ذهن فرزام

مراحل پرورش هوش هیجانی کودکان

آگاهی از هیجانات کودک:

اولین گام برای پرورش هوش هیجانی کودک، آگاهی و تایید هیجانات کودک است. والدین باید بدانند که

هیجانات و احساسات کودک می تواند متفاوت از هیجانات و احساسات والدین باشد.

( مثال: من سردم است، پس تو برو و کاپشنت را بپوش!!!) گروهی از محققین هلندی با ۱۲۵ خانواده وقت

صرف کرده و با والدین مصاحبه کردند و آن ها را هنگامی که کودکان شش تا دوازده ساله شان بازی

می کردند، مورد مشاهده قرار دادند. روشن شد که یکی از مهم ترین عوامل در پیش بینی کیفیت فرزند پروری

آن ها، نحوه درک نیازها و علایق کودکانشان و میزان آمادگی شان برای تفکیک دیدگاه خودشان از دیدگاه

کودکانشان بود.

کودکان برای هیجانات خود دلایلی دارند که شاید بتوانند آن را بیان کنند و یا شاید قادر به بیان آن نباشند.

در درجه اول، گوش دادن صمیمانه به حرف های کودک کمک می کند تا احساس های او را در یابیم.

نوشته شده توسط موسسه پرورش ذهن فرزام

ولی هر وقت دیدید کودک شما ناراحت است و شما دلیل آن را نمی دانید، باید به کل مسیر زندگی کودک

نگاهی بیندازید. یک کودک ۳ساله نمی تواند بگوید:

” مامان متاسفم که به خاطر فشار مهد کودک کمی بدعنق شده ام” .

واتسون مثال زیر را بیان می کند: تصور کنید کودک شما می خواهد برنامه ای که از نظر شما مناسب نیست

را تماشا کند و همه ی آن چیزی که او می تواند در دفاع از تمایل خودش بگوید آن است که « اما همه دوستان

من این برنامه را تماشا می کنند!». شما توان این را دارید که با استفاده از دلایل مختلف، نظر او را زیر

سوال ببرید: «خوب شاید دوستان تو بخواهند خودشان را از پشت بام بیندازند پایین …؟»

اما شما می دانید آنچه او احتمالا می خواهد به شما بگوید و نمی تواند آن را بیان کند آن است که:

«من می ترسم که از فرهنگ هم سن و سال های خود دور بیفتم، چون همه آن ها چیزی را تجربه می کنند که

من نمیتوانم تجربه کنم.»

نوشته شده توسط موسسه پرورش ذهن فرزام

بنابراین به آنچه واقعا منظور کودک شما است پاسخ دهید و اگر مطمئن نیستید که منظور او چیست، فرضیات

خودتان را آزمایش کنید. واتسون می گوید: «به او کمک کنید نقطه نظراتش را بیان کند»  و «یا از دیدگاه او

بهترین دلایل ممکن را بگویید»، حتی اگر در نهایت قرار نباشد نظر او اعمال شود. برای مثال: به دلیل این که

طبق نظر شما، برنامه مورد نظر بیش از حد خشن است به خاطر داشته باشید که هدف نهایی شما،

به کرسی نشاندن حرفتان نیست. بلکه شما می خواهید کودکتان بفهمد که او مجبور نیست برای آن که جدی

گرفته شود، به خوی شما دلیل بیاورد وهمچنین می خواهید به او کمک کنید تا یاد بگیرد که چگونه دلایل

خود را به صورت قانع کننده تری بیان کند. کودکان احساسات خود را در قالب بازی های خود آشکار می کنند.

با توجه کردن به بازی های کودکان، می توان احساسات آ« ها را در قبال عروسکشان و اسباب بازی های

مختلف درک کرد. کودکان معمولا احساسات غم و ترس خود را نسبت به موضوعاتی چون مرگ، رها شدن،

بیماری و آسیب دیدگی در بازی های خود اظهار می کنند.

نوشته شده توسط موسسه پرورش ذهن فرزام

هیجانات و فرصتی برای صمیمیت بیشتر با کودک:

دومین گام پرورش هوش هیجانی کودک، در نظر گرفتن هیجانات ترس، خشم و نفرت در او به عنوان فرصتی

برای آموزش نحوه مواجهه با بحران ها و مشکلات زندگی است. تا زمانی که کودک هیجانات منفی را احساس

و ابراز نکند، والدین فرصتی برای آموزش خود آرام سازی و مهارت های کنترل هیجان نخواهند داشت.

از سویی دیگر، کودکان در حین احساسات ناخوشایند، نیاز بیشتری به همدلی والدین خود دارند و این زمان ها

فرصت مغتنمی برای نزدیک شدن بیشتر والدین و  کودک است.

گوش کردن به حرف های کودک کودک و تایید احساسات او:

سومین گام پرورش هوش هیجانی کودک، گوش کردن همدلانه به او است.  در این مرحله لازم است علاوه

بر گوش کردن دقبق به حرف های کودک ، احساسات او را تایید کنیم و نشان دهیم که احساسات او اهمیت دارد.

برای گوش کردن به حرف های کودک، کنار او به آرامی بنشینید و تمام توجه خود را به او بدهید و به او

نشان دهید که مایلید وقت خود را برای او اختصاص دهید. در حین گوش دادن، با موبایل خود بازی نکنید و

یا یک گوش خود را به اخبار نسپارید.

نوشته شده توسط موسسه پرورش ذهن فرزام

مثال نادرست:

یگانه: مامانی برای یسنا کادو تولد فرستاد، ولی برای من کادو نفرستاد( با گریه).

پدر: ولی مامانی موقع تولد تو برای تو هم کادو فرستاد. موقع تولدت برای تو هم باز کادو می فرسته.

این که ناراحتی نداره بچه شدی؟

پدر یگانه اگر چه موقعیت را به طور منطقی تشریح می کند، ولی این کار کمکی به کودک نمی کند، زیرا

احساس کودک را نادیده می گیرد و پیامی که به کودک می دهد آن است که احساس غم او نادرست است و

نباید احساس غم داشته باشد.

مثال درست:

یگانه: مامانی برای یسنا کادو تولد فرستاد، ولی برای من کادو نفرستاد( با گریه).

پدر: می بینم از این که مامانی فقط برای یسنا کادو فرستاده خیلی ناراحت و غمگینی. من هم جای تو بودم

شاید ناراحت می شدم.

نوشته شده توسط موسسه پرورش ذهن فرزام

نام گذاری بر احساسات کودک:

چهارمین گام پرورش هوش هیجانی کودک، نام گذاری بر احساسات او است. در این مرحله لازم است به کودکان 

کمک کنیم تا احساسات خود را نام گذاری کنند. نام گذاری کمک می کند تا کودک، احساسات درهم و برهم و گاهی 

ترسناک خود را در قالب کلمات درآورد و به این ترتیب، احساس تسلط بیشتری بر احساسات خود داشته باشد. 

نام گذاری در عین حال کمک می کند تا کودک بیاموزد که می تواند از طریق کلمات، تمام احساس خود را به 

والدین و اطرافیان خود منتقل کند و نیازی به قشقرق، گریه و جنگ و دعوا نیست. این مشکلی است که اکثر

بزرگسالان با آن دست به گریبان اند. 

آن ها توانایی بیان احساسات خویش را با کلمات نداشته و با خشونت ورزی قصد ابراز ناراحتی خود را دارند. 

گاهی نیز افراد در مواقع ناراحتی کاملا ساکت می شوند و نمی توانند احساسات درونی خویش را ابراز کنند.

هر دو نشان از فقدان پرورش هوش هیجانی کودک در زمان کودکی است. لازم است کودک به غیر از احساسات 

غم، شادی، خشم، شرم و ترس، با احساسات دیگری که از نظر شدت در بین این احساسات قرار دارد نیز آشنا 

شود. به طور مثال، احساساتی مانند هیجان زده، عصبی، تحریک پذیر، بی قرار و … . 

هر چه تعداد واژگان کودک بیشتر باشد، او بهتر می تواند احساسات خود را شناسایی و درک کند و به این

واسطه، کنترل بیشتری بر آن ها نیز خواهد داشت.

نوشته شده توسط موسسه پرورش ذهن فرزام

پژوهش ها نشان می دهند نام گذاری عواطف، اثری آرامش بخش بر دستگاه اعصاب دارد و باعث می شود

کودکان سریع تر از موقعیت ناراحت کننده خارج شوند. بهتر است تا جای ممکن کلمات بیشتری برای احساسات 

متفاوت در اختیار کودک قرار دهیم تا او بهتر بتواند احساسات گوناگون خود را شناخته و از یکدیگر تفکیک 

کند. 

اگر غمگین است، به او کمک کنید تشخیص دهد آیا احساس رنجیدگی، طرد شدگی، خالی بودن، حسادت، نا امیدی

و یا…دارد؟

ولی حواستان باشد به کودک چنین احساساتی را القا نکنید.

مشخص کردن حد و مرز برای رفتار های کودک و کمک به او برای حل مسائل:

آخرین گام پرورش هوش هیجانی کودک از نظر جان گاتمن، تعیین حدود حد و مرز برای رفتار کودک از

سوی والدین است تا به کودک نشان دهد که اگرچه داشتن هر احساسی از جمله خشم، نفرت، حسادت، ترس و…

مجاز است، ولی انجام هر رفتاری از سوی والدین پذیرفته شده نیست. به طور مثال ، وقتی مادر با احساس 

نفرت کودک از برادرش همدلی می کند و آن را نادرست نمی داند ولی به او یاد آور هم می شود که حق ندارد

برادرش را بزند و یا اسباب بازی او را بشکند و سپس والد با همفکری کودک به راه های جایگزینی برای

رویارویی با احساس های منفی فکر می کنند.

نوشته شده توسط موسسه پرورش ذهن فرزام

مثلا: مادر از کودک سوال می کند که چه کار دیگری به جای زدن برادرت می توانی انجام بدهی. حدود و

قوانینی را که برای کودک تعیین می شود، باید روشن باشد و آن را نه یک بار، بلکه چندین بار در طول زمان

متذکر شوید. ضمن آن که باید دلایل قوانین را برای کودک توضیح بدهید به همراه کودک به راه حل های 

مختلف حل مسئله بیندیشید، ولی حواستان باشد تا جلوی وسوسه پاسخ دادن یک جانبه ی خودتان را بگیرید

و منتظر بمانید تا کودک، خودش راه حل هایش را ارائه کند. در این مرحله بهتر است به همراه کودک 

به نتایج هر تصمیم بیندیشید.

یگانه: من دلم نمی خواهد با رویا بازی کنم، ولی او همش می خواهد با من بازی کند. من دوست دارم با 

بچه های دیگر هم بازی کنم.

پدر: به نظر من خیلی این موضوع کلافه ات کرده. در این باره چه راهی به نظرت می رسه؟

یگانه: شاید باید به رویا بگم الان نمیتونم باهات بازی کنم.

پدر: بله، این یک راهه. خوب فکر کنیم اگر این کار را بکنی چی میشه؟

یگانه: رویا ناراحت میشه.

پدر: خوب راه حل دیگه ای هم به ذهنت می رسه؟

منبع مقاله: کتاب باهوش خوش اخلاق برای خرید این کتاب می توانید با شماره۲۲۳۰۲۰۹۲ تماس حاصل نمایید.

پرورش ذهن-دقت وتمرکز
رشد اخلاقی کودکان

ذهن فعال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X