آموزش مفهوم خودآگاهی به کودکان

یکی از بهترین راه های پرورش درک مفهوم خود در کودکان این است که سوالاتی از آنها بپرسیم تا بتوانند به فراسوی آنچه درک میکنند، نگاهی بیاندازند.”فکر میکنی چرا چنین انتخابی کردی؟”چه چیزی باعث شد به این صورت احساس کنی؟چرا فکر میکنی در امتحانات عملکرد خوبی نداشتی؟به خاطر این بود که عجله کردی، یا اینکه واقعا امتحان سختی بود؟

هنگامی که کودکان آنقدربزرگ باشند که بتوانند بنویسند یا نقاشی بکشند، به آنها یک دفتر بدهید و آنها را تشویق کنید تا اتفاق های روزانه را بنویسند یا نقاشی بکنند.این روش میتواند توانایی آنها در توجه و درک چشم اندازدرونی خود را تقویت کند. یا برای یک کودک کوچکتر، یک نقاشی بکشید که داستانی را میگوید.هر چه کودک در مورد چیزی که در درونش می گذرد،بیشتر فکر کند، توانایی درک و واکنش مناسب به آنچه را که در دنیای درون و پیرامونش می گذرد،بیشتر پرورش می دهد.

هنگامی که یک کودک نوپا زمین میخورد و بازویش زخم میشود. یا یک بچه کودکستانی مادر بزرگ مورد علاقه اش را از دست می دهد، و یا یک بچه کلاس پنجمی با قلدری در مدرسه مواجه می شودف همگی لحظات دردناک،ناامید کننده و ترسناک را تجربه می کنند.در چنین لحظاتی هیجانات شدید و احساسات جسمانی سرازیر شده به مغز راست، میتوانند کودک را درمانده کند. وقتی چنین چیزی اتفاق می افتد، ما به عنوان والدین می توانیم کمک کنیم نیمکره چپ وارد صحنه شود.بنابراین،کودکان می توانند متوجه شوند چه چیزی در حال وقوع است که به آنها کمک کنیم در مورد تجربیات دردناک و ترسناک خود،صحبت کنند.به کودکان کمک کنید که هر اندازه که میتوانند صحبت کنند و جزئیات  اتفاق را به یاد بیاورد.

چرا بازگو کردن داستان این قدر موثر است؟زیرا  باعث یکی شدن مغز راست و چپ ، و در نتیجه کودک میتواند حسی منطقی از اتفاق به دست آورد.

هنگامی که شما سوالاتی ساده می پرسید که کودک را تشویق میکنید به احساسات دیگران فکرکند، قابلیت او را در احساس همدلی، بنا کرده اید.در رستوان:” فکر میکنی چرا آن کودک گریه می کند؟” هنگامی که با یکدیگر در حال خواندن هستید: ” فکر میکنی حالا این دختر داستان ما از اینکه دوستش به شهر دیگری رفته است، چه احساسی دارد؟”. با جلب توجه کودکان به هیجانات دیگران در طی برخوردهای روزانه، به سادگی می توانید سطح جدیدی از همدلی را در آنها ایجاد کنید.هر چقدر شما در خصوص تفکر روی احساسات دیگران تمرین بیشتری بدهید، توانایی او را در همدلی، قوی تر ساخته اید.

هنگامی که کودک میتواند تصمیم درست بگیرد در حالی که خودش را کنترل و با همدلی و درک از خود عمل میکند، در واقع، اخلاق را رشد داده است. ما میتوانیم در موقعیت های معمولی و روزمره هر کجا که ممکن باشد،سوال های وابسته به اخلاق و اصول اخلاقی را مطرح سازیم.کودکان را به چالش بیاندازید تا به معنای تصمیمات شان فکر کنند. با این کاربه کودکان در مورد تصمیم گیری های اخلاقی تمرین می دهید و آنها اصولی را یاد می گیرند که بقیه عمر را بر مبنای همان اصول زندگی گنند.

به کودکان در مورد صداقت،سخاوت، مهربانی و احترام بیاموزید و مطمئن شوید که آنها هر لحظه که این ارزشها را تجسم میکنند،شما را می ینند. مثال هایی که شما ترتیب می  دهید، بد یا خوب،به میزان زیادی بر مسیر پرورش مغز کودک، موثر است.  

 تهیه کننده : عالیه دولت شاهی

برگرفته از کتاب رشد کودکان با مغز شگفت انگیز

نویسنده : دانیل سیگل/ تینا بریسون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *