در تماس با کودک درون خود بودن

زمان مطالعه: 2 دقیقه
دنیای بزرگسال با دنیای کودک بسیار متفاوت است. به هر حال در مقام بزرگسال، کودک درون خود را از دست ندادهایم. این کودک هنوز هم بخشی از شخصیت ما است.
این کودک درون اگر امکان نزدیک شدن به آن را بیاموزیم، در دسترس ما خواهد بود. نزدیک بودن با کودک درون به معنای کودک صفت بودن یا رجعت به دوران کودکی نیست. بلکه به این معناست که در تماس با آن بخشی از وجود خود باشیم که با دنیای یک کودک مناسبتی مفید دارد.

ما زمانی را که با گروهی از کودکان خانوادههای خشن در تماس قرار گرفتیم، به خاطر میآوریم. یک مشاهدهگر بزرگسال اذعان داشت که در آن زمان مشخص کردن اینکه چه کسی کودک است (ما، یا بچههای گروه) کار دشواری بود.
ما از این بابت دچار رنجش نشدیم، زیرا بر این باور بودیم که در رابطه با کودکان آن گروه کار با ارزشی انجام دادهایم. هر دو از در تماس قرار گرفتن با کودک درونمان لذت میبردیم.
سرفصلهای این مقاله
برخی اوقات وقتی این کار را در مصاحبت با بزرگسالان انجام میدادیم ما را همچون دو کودک میدیدند.
اگر قادر به برقراری ارتباط با کودک درون خود باشیم. آنگاه احتمال بیشتری برای برقراری ارتباط موفقیتآمیز با کودک خواهیم داشت.
زیرا احساس و ادراک کودک را درک میکنیم و فرصتهایی برایش فراهم مینمائیم تا بتواند در پیوند با احساسات خود قرار بگیرد. و بدین وسیله احتمال اینکه این احساسات سرکوب شود یا تحت فشار قرار گیرد. و بالطبع شرایط برای بروز اختلالات عاطفی و عصبی آینده فراهم شود، به حداقل خواهد رسید.

کودکان اغلب مایلاند از عواطف ناخوشایند شدید دوری کنند. آنان نیز ممکن است مثل ما از در تماس قرار گرفتن با احساساتی که تا پیش از این زائد شمرده میشد، وحشت داشته باشند.
آموختن این نکته که احساسات منفی وقتی به کلام درآید با دیگری در میان نهاده شود، شدت کمتری یافته و تغییر مییابد، جهشی بزرگ محسوب میشود.
دیدگاهتان را بنویسید