قند خون و یادگیری | اثر افزایش قند خون و کاهش قند خون بر مغز

عوامل متعددی در یادگیری افراد اثرگذار هستند و باعث بهبود یا کاهش یادگیری میشوند. ما در این مقاله به بررسی رابطه میان قند خون و یادگیری میپردازیم.
سرفصلهای این مقاله
رابطه قند خون و یادگیری
قند خون در شخص سالم بین ۳/۹ تا ۵/۵ میلیمول بر لیتر است و هورمونهایی مانند انسولین و گلوکاگون ثابت بودن قند خون را حفظ میکنند. افزایش غیر طبیعی قند خون هایپرگلیسمیا (هیپرگلیسمی) و کاهش غیرعادی آن هیپوگلیسمی خوانده میشود. بالا بودن میزان قند خون که به صورت معمول در افراد مبتلا به دیابت دیده میشود، اثر محسوسی بر پدیدههای روانی ندارد، جز آنکه تحریک پذیری این افراد کمی بیش از افراد عادی است.
میان قند خون و یادگیری ارتباطی وجود دارد و پایین بودن قند خون آثار مشخصی دارد که به خصوص در مورد یادگیریها است. برای پایین آوردن قند خون میتوان از تزریق انسولین استفاده کرد. انسولین نفوذپذیری سلولهای عضلانی و کبدی را نسبت به گلوکز زیاد میکند و در نتیجه گلوکز از خون به درون سلولهای مذکور رفته و گلوکز خون کاهش مییابد.

تزریق انسولین باعث از بین رفتن هوشیاری و ایجاد حالتی به نام ((اغما انسولینی)) میشود که اگر این حالت شدید شود، خطرناک است زیرا با از کار انداختن مراکز حیاتی بصل النخاع باعث مرگ میشود. البته میتوان در هرلحظه با تزریق گلوکز به بدن، اغما انسولینی را از بین برد.
در حیوانات میتوان با برداشتن بخشی از کبد نیز برای مدتی قند خون را کاهش داد. میان کاهش قند خون و یادگیری ارتباطی وجود دارد و کاهش قند خون تغییراتی را در یادگیریها به بار میآورد که به اثر مثبت و منفی اغمای انسولینی شهرت دارد.
آزمایشاتی مربوط به رابطه قند خون و یادگیری:
تجربیاتی را که در جانوران صورت گرفته و اثر پایین بودن قند خون در یادگیریها و رابطه قند خون و یادگیری را نشان میدهد، در زیر خلاصه میکنیم:
برای سنجش اختلال یادگیری در فرزندان خود میتوانید از آزمون رایگان زیر استفاده نمایید:
آزمون مشکلات یادگیری کلورادو ویلکات
۱- به ۲۰ موش یک انعکاس شرطی را میآموزیم و با روشهای معمول در انعکاس شرطی یعنی تشویق، پاداش، یا تنبیه تجارب را تا حدی ادامه میدهیم تا یادگیری آنها کامل و 100% بشود و ضریب خطای آنها به صفر برسد.
همزمان با این تجربه همین یادگیری را در ۲۰ موش دیگر نیز به صورت ناقص به طوری که فقط ۵۰ تا ۶۰% پاسخ دهند، برقرار میسازیم؛ سپس هر دو گروه موشها را با تزریق انسولین به اغما میبریم و ۳۰ تا ۴۵ دقیقه در این حالت نگه میداریم.
سپس آنها را به هوش آورده و پس از عادی شدن حالشان، آنها را تست میکنیم. این تجربه نشان میدهد که اغما انسولینی هیچ گونه تاثیر محسوسی بر یادگیری موشهای دسته اول نداشته است، در حالی که یادگیری ناقص و نیمه کاره موشهای گروه دوم بر اثر پایین بودن قند خون از بین رفته است. این را اثر منفی اغمای انسولینی نامند.
۲- این سری تجربه نمونه دیگری از همان تجربه قبلی رابطه قند خون و یادگیری است و در آن به یک دسته موش دو انعکاس شرطی متفاوت را یاد میدهند؛ به طوری که یک انعکاس شرطی را به صورت کامل و ۱۰۰% و دیگری را به صورت ناقص و تقریباً به شدت ۵۰ تا ۶۰% آموخته باشند.

سپس با تزریق انسولین، موشهای مذکور را به مدت ۳۰ تا ۴۵ دقیقه در اغمای انسولینی میبرند و پس از به هوش آوردن، تست میکنند. نتیجه این تجربه مانند تجربه اول است، یعنی موشها پس از به هوش آمدن یادگیری ناقص را از خاطر بردهاند، در حالی که در یادگیری کامل آنها تغییری مشاهده نمیشود (اثر منفی).
۳- هدف این سری تجارب نشان دادن رابطه قند خون و یادگیری و نقش زمان یادگیری در اثر منفی اغمای انسولینی بر یادگیریها است.
اگر در تعدادی موش یک انعکاس شرطی برقرار کنیم و چند ماه پس از شروع این تجربه انعکاس شرطی دیگری به آنها بیاموزیم و آزمایشها را به نحوی برنامهریزی کنیم که موشها هر دو یادگیری را در هنگام تزریق انسولین در حدود ۸۰% آموخته باشند، سپس آنها را به مدت ۳۰ تا ۴۵ دقیقه در حالت کاهش قند خون نگه بداریم و سپس به هوش آورده و تست نماییم، ملاحظه میشود که هر دو یادگیری به دلیل پایین بودن قند خون آسیب دیدهاند، ولی اثر منفی اغمای انسولینی بر یادگیری جدیدتر بیش از یادگیری قدیمیتر است. به عبارتی دیگر اگر علاوه بر شدت یادگیری، زمان شروع برقراری یادگیری نیز در نظر گرفته شود در اثر منفی اغمای انسولینی نقش دارد.
۴- آزمایشی دیگر مربوط به رابطه قند خون و یادگیری:
به تعدادی موش، یک انعکاس شرطی را به طور کامل و ۱۰۰% میآموزیم و سپس با عدم تقویت، آن را خاموش میکنیم. یادآور میشویم که انعکاسهای شرطی را باید گاه گاه تقویت کرد.
یعنی گاهی باید محرک فیزیولوژیکی را همراه با محرک شرطی به حیوان وارد نمود. در غیر این صورت به تدریج انعکاس شرطی از بین میرود که این پدیده را خاموشی نامند. در موشهایی که به این ترتیب یک انعکاس شرطی را به طور کامل فراگرفته و سپس فراموش کردهاند، ایجاد اغمای انسولینی موجب میشود تا پس از به هوش آمدن دوباره به محرک شرطی پاسخ دهند. به عبارتی دیگر در این تجربه، کاهش قند خون، فراموشی را از بین برده است (این اثر را اثر مثبت اغمای انسولینی نامند).
با توجه به تجربههای مطرح شده از اواسط قرن حاضر، استفاده از شوک انسولینی یعنی تزریق انسولین و پایین آوردن قند خون در برخی بیماران روانی رایج شده است. البته شوک انسولینی و شوک الکتریکی روشهای دقیق علمی نیستند، ولی گاهی اثر بهبود بخشی دارند. ممکن است این اثر بهبود بخش مربوط به اثر منفی یا مثبت اغمای انسولینی بر مراکز خاطره، حافظه و یادگیریها باشد.
گاهی از بین رفتن برخی پیچیدگیها و عقدههای روانی بخصوص آنها که در زمانهای نزدیک به بیماری در مغز فرد جایگزین شدهاند، علت بهبودی بیماری میباشد.
گاهی نیز به خاطر آوردن خاطرات گذشته فراموش شده ممکن است وضع روانی بیمار را بهبود بخشد. در هر حال عوارض نابهنجار خاصی برای شوک انسولینی و الکتریکی گزارش نشده است.
رابطه قند خون و یادگیری|اثر هیپوگلیسمی
اثر منفی هیپوگلیسمی: حافظه بخصوص حافظه نزدیک و ناقص را کاهش میدهد.
اثر مثبت هیپوگلیسمی: ممکن است یادگیریهای قدیمی فراموش شده را به خاطر بیاورد.
میتوانید اختلال یادگیری و دقت و تمرکز در فرزندان خود را از طریق مشاوره و تستهای خانم دکتر زهرا امیرآتشانی ارزیابی بفرمایید.
برای رزرو مشاوره میتوانید با شمارههای زیر تماس حاصل نمایید و یا از لینک زیر اقدام به رزرو نوبت مشاوره خود نمایید:
22302092
22302093
22302095
دیدگاهتان را بنویسید