از دست دادن فرد مورد علاقه و شکسته شدن قلب کودک

زمان مطالعه: 4 دقیقه
از دست دادن فرد مورد علاقهی کودک و شکسته شدن قلب کودک را چگونه بهبود دهیم؟
زمانی که ما دیگران را دوست داریم و به آنها ابراز علاقه میکنیم، در مغز ما ماده اوپیوئید ترشح میگردد و احساس میکنیم که در دنیای ما همه چیز خوب است.
ولی اگر کسی را که دوست داریم، از دست بدهیم، احساس میکنیم که همه چیز از دست رفته است. زیرا اوپیوئید در مغز ترشح نمیگردد و ترشح اکسیتوسین و پرولاکتین نیز کاهش مییابد. این تغییرات موجب میگردد که احساسهای عمیقی در ما به وجود آید و احساسهای مثبت کم شود.

سرفصلهای این مقاله
- اگر کسی فرد مورد علاقهی خود را از دست بدهد، مادهی شیمیایی گلوتامیت در مغز او ترشح میشود.
- شکسته شدن قلب کودکان باعث میشود دچار خشم، غضب و پرخاشگری گردند.
- موقعی که فردی میمیرد، بدن او را میشویند و تمیز میکنند و زیر خاک پنهان میکنند.
- برای پرورش هوش اخلاقی و هوش اجتماعی در فرزندان خود میتوانید کتاب زیر را تهیه نمایید:
- باهوش خوشاخلاق (نسخه چاپی)
- باهوش خوشاخلاق (نسخه pdf)
- باهوش خوش رو (نسخه چاپی)
- باهوش خوش رو (نسخه pdf)
اگر کسی فرد مورد علاقهی خود را از دست بدهد، مادهی شیمیایی گلوتامیت در مغز او ترشح میشود.
این ماده موجب فکر کردن میگردد. از طرف دیگر غم و اندوه موجب میشود که مقدار گلوتامیت افزایش یابد. افزایش این ماده سبب میشود که فرد گریه کند و از سوی دیگر شنیدن موسیقی به او آرامش ندهد و از همنشینی با دوستان خود نیز لذت نبرد.
اگر به علت اختلاف زناشویی، پدر و مادر از یکدیگر جدا شوند. سبب میشود که به علت علاقه کودک به آنها، قلب او شکسته شود و قسمت تحتانی مغز او یعنی سیستم غم و اندوه و تنهایی مغز تحریک گردد و مرکز درد را تحت تأثیر قرار دهد.
در این صورت ماده شیمیایی گلوتامیت ترشح میشود. و مقدار آن افزایش مییابد و کودک در غم و اندوه بیشتر فرو میرود.
اگر به علت بیماری یا به علت تصادف، کودکی، پدر یا مادر خود را از دست بدهد، حالت غم و اندوه در او به وجود میآید. چون کودک تجربهای از جدا شدن پدر و مادر ندارد، زود تحت تأثیر غم و اندوه قرار میگیرد و دنیای کودکانهی او از هم پاشیده میشود و قلب او میشکند.
شکسته شدن قلب کودکان باعث میشود دچار خشم، غضب و پرخاشگری گردند.
اگر کودکی به علت مشکلات خانوادگی و از دست دادن فرد مورد علاقهی خود، دچار خشم، غضب قرار گیرد، نه فقط پدر و مادر، بلکه اقوام هم او را نمیپذیرند، همچنین او را به مدرسه راه نمیدهند و جامعه نیز او را طرد میکند.

چنین کودکانی در درجهی اول نیاز به مشاوره و روانشناس دارند تا در صورت لزوم درمان گردند و جایگاه خود را در جامعه به دست آورند.
اگر کسی در فامیل فوت کند، مخصوصاً اگر کودکان او را میشناسند یا به او وابسته و نزدیک بودهاند، مانند مادربزرگها یا پدربزرگها، باعث شکسته شدن قلب کودک میشود؛ در این زمان باید برای کودک به زبان ساده و بدون صحبتهای غیرواقعی مردن را شرح دهید.
کودکان واقعبینتر از بزرگسالان میباشند، زیرا میبینند که پرندهها و حیوانات خانگی میمیرند. اگر کودک به سنی رسیده است که میفهمد و علاقهمند است، پدر و مادر باید اعتقادات مذهبی خود را به زبان ساده برای او شرح دهند و به او بگویند: هر کس، چه انسان و چه حیوان، میمیرد.
به کودک بگویید: انسان دارای جسم و روح است و زمانی که فردی میمیرد. روح او مانند هوای درون شیشه که موقع شکستن شیشه، روح او یعنی هوا از آن خارج میشود. و او دیگر جلو چشمها نیست و در روز قیامت آن روح به بدن برمیگردد.
موقعی که فردی میمیرد، بدن او را میشویند و تمیز میکنند و زیر خاک پنهان میکنند.
قبل از این کارها هم پزشک بدن او را معاینه میکند تا مطمئن شوند که او مرده است و دیگر نمیتواند بلند شود و راه برود.
همچنین به کودک بگویید: زمانی که فردی مانند مادربزرگ یا پدربزرگ فوت میکند. چون او را دوست داریم، برای او مراسم در منزل یا در مسجد برگزار میکنیم. و با سبدها و تاجگلها از او یاد میکنیم و کارهای خوبی که کرده است را بیان میکنیم. این مراسم نشانهی آن است که او را دوست داریم و او را فراموش نخواهیم کرد.

اگر حقیقت مرگ و مردن را به کودک نگوییم و مثلاً بگوییم: مادربزرگ به خواب رفته است. کودک ممکن است از خوابیدن بترسد و این کار باعث خوابهای وحشتناک او گردد. اگر کودک، بزرگ شده است و مایل است، اجازه دهید در مراسم و آئینهای مذهبی شرکت کند. و در وقایع بحرانی زندگی خانوادگی شرکت کند و بفهمد که چطور بزرگسالان یکدیگر را دوست دارند. و از مردن دیگری نگران میشوند و با یکدیگر همدلی و همدردی میکنند، تا او هم این خصایص خوب را یاد بگیرد.
منبع مقاله: کتاب رفتار پدر و مادر با کودک و نوجوان؛ نویسنده: دکتر جواد فیض.
دیدگاهتان را بنویسید