نارسا خوانی یا اختلال در خواندن:

نوشته شده توسط موسسه پرورش ذهن فرزام
هر ساله میلیونها کودک مدرسه را آغاز می کنند و هزاران آموزگار متخصص،خواندن را به آنها آموزش می دهند.اغلب این کودکان وقتی مدرسه را به پایان می رسانند،به سطحی از توانایی خواندن دست می یابند که به آنها اجازه می دهد تا خود را با خواستهای جامعه امروز سازش دهند. اما تمامی کودکان مدرسه ای دارای توانایی مشابهی در زمینه خواندن نیستند و تفاوتهای قابل ملاحظه ای بین آنها وجود دارد. در مقایسه گروههای سنی با یگدیگر انتظار مرود که کودکان ۹ساله بهتر از ۸ساله ها بخوانند و توانایی خواندن گروه اخیر بیش از کودکان ۷ ساله باشدو همین ترتیب نیز در گروههای سنی دیگر مشاده شود.بنابراین مهم ان است که ابزاری قابل اعتماد در دست داشته باشیم تا نه تنها سطح خواندن کودک را مشخص کند بلکه بتواند پیشرفت وی در این زمینه را بسنجد.
تعریف نارسا خوانی
نارسا خوانی را به عنوان مشکل پایدار یادگیری خواندن و خودکار شدن آن در کودکانی دانست که دچار عقب ماندگی شدید یا نارسایی حسی نیستند ولی توانایی خواندن در آنها به طور معنا دار پایینتر از حد توانایی آنها در زمینهای دیگر است. از آنجا که نارسایی خوانی معمولا با مشکلاتی در قلمرو نوشتن همراه است، از نا رسا خوانی – نارسا نویسی سخن به میان آورده می شود.
نمی توان یک کودک را قبل از ۷تا ۸ سالگی ، نارسا خوان دانست، زیرا اشتبا هاتی که در نارسا خوانی دیده می شوند تا قبل از پایان سال دوم ابتدای ، فراوان و پیش پا افتاده اند.
شیوع نارسا خوانی:
تحقیقات نشان داده اند که نارسا خوانی در همه گروههای کودکان ، صرف نظر از جنس،گروه اجتماعی، طراز عقلی، محل سکونت و ناحیه جغرافیایی بروز می کند.در بین تمامی تخمینهایی که برای این اختلال ارائه شده اند اغلب مولفان رقم۴٫/.را عنوان می کنند . این اختلال در افراد تیز هوش ، افراد دارای هوش متوسط و پایین دیده میشود. ولی این اختلال در افراد تیز هوش و هوش متوسط زودتر بازشناسی می شود در حالی که مشکلات ناشی از نارسا خوانی در کودکان گروه سوم ( هوش پایین) به علت مشکلات تعمیم یافته آنها در تمامی زمینه ها دیرتر تشخیص داده می شود.
عوامل موثر در خواندن:
سن: سن یک عامل منحصر به فرد است چون بر کودک تاثیر می گذارد، به عنوان مثال کودکان ۱۰ ساله بهتر از کودکان ۹ ساله می خوانند و توانایی خواندن کودکان ۹ ساله بیشتر از ۸ ساله هاست . بنابراین مقایسه یک کودک با کودک دیگر تنها وقتی معنادار است که او را ببببا همسالانش مقایسه کنیم.
مشکلات عاطفی:حساسیت، ناایمنی،ضعف روحیه، پایین بودن سطح عزت نفس و وجود نارسایییهای در رفتارهای سازشی کودک می توانن در حدی باشند که مانعی در راه یادگیری وی ایجاد کنند.بسیاری از کسانی که به اختلا لهای رفتاری، کمبود توجه و بیش فعالی، افسردگی یا یک اختلال خلقی مبتلا هستند دارای یکی از اختلات یادگیری نیز می باشند و همین امر موجب می شود تا حود ۴۰٫/. آنها به تحصیل ادامه ندهند تقریبا ۵/۱ برابر فراوانی متوسط ترک تحصیل به تحصیل ادامه ندهند.
مشکلات شنیداری: کودک ممکن است دارای نارساییهای شنیداری در یک یا هر دو گوش باشد. اگر چه مشکلات شنیداری دارای درجات متفاوتی هستند اما وجود هر نوع مشکل از این دست می توانند مشکلات تحصیلی و بخصوص مشکلات خواندن را ایجاد کند. بنابراین تشخیص زود رس آنها الزامی است.
انگیزش: اغلب کودکان به خواندن علاقه مندند اما برخی از آنها نیز این گونه نیستند. فقدان انگیزش می تواند دلایل متعدد و پیچیده ای داشته باشد و اگر مدرسه در ترغیب کودک به خواندن توفیق نیابد دستیابی به علل آن مستلزم بررسیهای روانشناختی دقیقتری است.
فقر فرهنگی: برخی از کودکان در برقراری ارتباط با دیگران و سازش یافتگی با فرایند متداول مدرسه ناتوانند. در یک قطب کودکان گوشه گیر ، کمرو، ودر قطب دیگر کودکان پرجنب وجوش ، ناآرام و پرخاشگر قرار دارند.این مسئله اغلب موقت است و به مرور زمان کودک خود را انطباق می دهد ولی اگر ادامه یافت نیاز به درمان دارد.
مشکلات گفتاری:هر مشکلدر قلمرو گفتار می تواند بر پیشرفت کودک در زمینه خواندن تاثیر بگذارد.گفتار ممکن است با تاخیر،رشد نایافته یا لکنت زبان باشد.کودکی که نتواند در خلال خواندن کلمه ای را به درستی تلفظ کند دچار مشکل می شود ودر نتیجه با تاخیر در زمینه مهارتهای خواندن مواجهه می گردد. اصلاح چنین وضعی در اغلب موارد مستلزم معاینات دقیق و استفاده از روش های درمانی مختلف است.
مشکلات دیداری: برخی از کودکان دارای مشکلات دیداری هستند. خوشبختانه بسیاری از این مشکلات جنبه وخیم ندارند و به محض ردیابی می توان آنها را به سادگی تصیح کرد. اما ردیابی سریع آنهاالزامی است چون پیشرفت خواندن مستلزم درست دیدن است.
عوامل مرتبط با خانواده
غیبت از مدرسه:هیچ کودک نمی تواند در خواندن پیشرفت کند مگر آنکه در خلال آموزش مدرسه ای به طور منظم حضور داشته باشد . به عبارت دیگر هر اندازه غیبت کودک از مدرسه بیشتر باشد پیشرفت وی کمتر خواهد بود.
زبان آموزشی به عنوان زبان دوم: وجود چنین موقعیتی در خانواده به منزله یک شرط نامساعد یادگیری خواندن است. معلومات زبانشناختی چنین خانوده هایی مانند خانواده شاگردان دیگر نیست و در نتیجه مدت زمان زیادتری لازم است تا فرایند خواندن در کودک استقرار یابد.
نابسامانی های خانوادگی: متا سفانه برخی از کودکان در خانوادهایی زندگی می کنند که فاقد انسجام هستند. تغییر مکرر محلسکونت به خصوص وقتی تغییر مدرسه را در پی دارد می تواند علت نا کارآمدی کودک باشد. حتی اگر تغییر مدرسه وجود نداشته باشد ،جابجائیها وی موجب می شود پیشرفت کودک در خواندن کمتر از آن حدی باشد که انتظار می رود.
بی سوادی والدین:بیسوادی والدین کودک را از یک مزیت مهم محروم می کند. بسیاری از انگیزه های خواندن در چهار چوب خانوادگی تقویت می شوند.کودکی که از شنیدن قصه های که والدینش می خوانند محروم است یا آنکه وقتی داستانهای خود را با صدای بلند می خواند کسی به آنها گوش نمی دهد ، کوششهای وی در راه پیشرفت با محدودیتها و موانع بزرگی مواجه می شوند.
مهاجرت:وقتی مهاجرت موجب می شود تا کودک به محلی نقل مکان کند که با زبان دیگری صحبت می کنند ، مدتی طول می کشد تا با موقعیت جدید و زندگی تحصیلی سازش یابد.
اغتشاش در فرایند تحصیلی: بنابر قاعده ، هر کودک باید دوره آموزشی ابتدائی خود را در یک مدرسه بگذراند. خوشبختانه اغلب کودکان در این مقوله قرار دارند اما تداوم آموزش ابتدایی برخی از کودکان نیز به علت تغییر مدرسه یکبار و گاهی بیشتر دچار اغتشاش می شود. چنین تغییراتی به علت لزوم انطباق با مدارس متفاوت و سازش یافتگی با معلمان مختلف پیشرفت کودک را دچار بازداری می کند.
فقدان محرکها در منزل: برخی از کودکان در خانود ه هایی زندگی می کنند که محرکهای عقلی در آنها بسیار اندکند. در این خانواده ها نه تنها با فقدان گفتگو وبحث بین افراد مواجه هستیم بلکه کتابها ، اسباب بازی و ابزارهای دیگری که برانگیزاننده فعالیت های عقلی هستند نیز کم یا هیچ اند. هر کودکی که در چنین چهار چوبی زندگی می کند، بی تردید با مشکلات بیشتری در زمینه خواندن و دیگر فعالیت ها ی آموزشگاهی مواجه می شود چون یک شروع خوب کار تحصیلی اغلب با تجربه های کودک و تنوع محرکها در سالهای پیش دبستانی مرتبط است.
ضربه ها و آسیب ها: اگر کودک در معرض رویدادهای ضربه آمیز مانند تجربه مرگ یکی از خویشاوندان نزدیک قرار بگیرد ، پیشرفت تحصیلی وی ممکن است برای مدت زمانی دچار رکود شود.
عوامل ناشی از مدرسه:
مشکلات آموزشی: گاهی با تغییر معلم در خلال سال تحصیلی مواجه می شویم و گاهی نیز غیبت طولانی معلم موجب میشود تا آموزش به طور متوالی به چند معلم دیگر محول شود.در برخی از موارد نیز روشهای آموزشی با توانایی کودک منطبق نیستند و یا با فقدان امکانات آموزشی مواجه هستیم. در تمامی این موارد ، پیشرفت کودکان در حد قابل ملاحظه ای دچار اختلال می شود.
اشتبا ههای متمایز کننده و خاص:
در واقع آنچه نارسا خوان را متمایز می کند کثرت و پا بر جا ماندن اشتبا هات و بخصوص اشتبا هات آوایی ، مدتها پس از نخستین سال یادگیری خواندن است.این اشتبا هات کدامند؟ اشتبا هات در قلمرو خواندن و نوشتن ( رونویسی یا املائ)بروز می کند واگر پس از پایان سال دوم ابتدایی را که معمولا در خلال نخستین سالهای یادگیری خواندن (تا سال های دوم یا دوره ابتدائی) وجود دارند، از مشکلات بعدی که نشان دهنده فقدان اکتسابها هستند متمایز کرد.
اشتباهها در سطح خواندن:
مشکلات در نخستین سالهای یادگیری: باید متذکر شد که اشتباههایی که در سطور بعد به آنها اشاره خواهد شد در کودکانی که نارسا خوان نیستند نیز به طور موقت دیده می شوند و تنها پا بر جا ماندن آنها پس از نخستین سال مدرسه ابتدایی به خصوص پس از ۷-۸ سالگی می تواند معنادار باشد.
برخی از این اشتبا ههات عبارتند از:
-اشتباههای دیداری بین حروفی که از لحاظ شکلی نزدیک به یکدیگرندمانند (ج،چ،ح،خ)
– اشتبا ههای شنیداری بخصوص بین صوتها مجاور (پ،ب،ف،و) و ناتوانی در برقراری رابطه ای که بین صداها وجود دارد.
– حذف حروف صامت(مانند مرسه به جای مدرسه)
-حذف برخی از هجاها.
– معکوس کردن و جابجا کردن برخی از هجاها در یک کلمه( غاز به جای غار).
– افزودن حروف صامت.
– عدم تمایز راست – چپ.
– ضرب آهنگ خواندن : خواندن نارسا خوان دارای ضرب آهنگی مردد و مقطع است و به نشانه گذاری توجه نمی کند.گاهی متن را با لحنی می خواند که با معنای آن مطابقت ندارد.
برجاماندگی نارسا خوانی:
با افزایش سن نارساخوانها توانایی خواندن کم و بیش درست را به دست می آورند اما مشکلات آنها به قلمرو نوشتن منتقل می شوند .با این حال خواندن آنها نیز هرگز به حد کمال نمی رسد و در بیشتر مواقع نوجوانان نارساخوان کمترین رغبتی به خواندن نشان نمی دهند . بنابراین نمی توان در سنین بالاتر ، بر مبنای وجود غلطهای ابتدایی ، به نارسا خوانی پی بردبلکه تاخیر در روان خواندن می تواند نشانه بارز اختلال باشد . نوجوان نارسا خوان هرگز به هنگام خواندن احساس راحتی نمی کند. خواندن وی گاهی سریع و توام با بی دقتیها و تردیدها ی فراوان و گاهی کند و یکنواخت اما کم وبیش صحیح است. تمامی این نشانها مبین آن است که خودکارییها ی مربوط به فعالیت خواندن ، توحید نیافته اند.
درمان نارسا خوانی:
بعد از مشخص شدن مشکل دانش آموزان در خواندن درمانگران رویکرد روشنی برای درمان اتخاذ می نماید. درمان اختلال نارسا خوانی باید توسط یک درمانگر انجام شود.
منبع:
– اختلال زبان:روشهای تشخیص و باز پروری(روانشناسی مرضی تحولی۳)/ پریرخ دادستان
تهیه و تدوین :سارا کاکویی
در مرکز پژوهشی پرورش ذهن فرزام خدمات ارزشمندی برای این کودکان باهوش ولی با مشکل یادگیری و دقت و تمرکز ارایه می شود