کودکان فزونکار و فوق فعال

پدر و مادرها و اولیای مهد کودک معمولا اصطلاح((فوق فعال)) را برای توصیف بچه هایی به کار می برند که بسیار پرجنب و جوش و ناآرامند. این اصطلاح به تسامح برای توصیف شماری از رفتارها، از ناآرامی و بی توجهی و تحریک پذیری و  فزونکاری گرفته تا بی انگیزشی و بی قراری و حواسپرتی و خرابکاری به کار می رود. دو اصطلاح فزونکار و فوق فعال در بسیاری از موارد با هم خلط می شوند، از این رو بهتر است بین این دو اصطلاح متفاوت تمایز بگذاریم.

آثار فراوانی درباره ی این موضوع و مشکلات مربوط به کوشش برای مقوله های مجزای رفتار نوشته شده است. تشخیص درست برای تعیین بهترین راه درمان در وضعیتهای مختلف اهمیت دارد.

تایلور تعاریف زیر را عرضه کرده است:

  1. فزونکاری به فعالیتهای جسمی مفرط اشاره دارد. کودک بیش از بچه های معمولی جنب می خورد، ممکن است حرکاتی حاکی از بی قراری نشان دهد یا برایش دشوار باشد که مدت زیادی آرام بنشیند. این گونه بچه ها، با وجود پرجنب و جوش بودن، اغلب وقتی که توجه می کنند تمرکز خوبی دارند. در مجموع این گونه بچه ها سرزنده و پر نیرویند، اما گاه فعالیت زیاد زاده ی هیجان و اضطراب است. چون وقتی که به این گونه بچه ها گفته می شود در یک جا آرام بگیرند گوش نمی کنند، از این رو گاه آنها را بچه های نافرمان توصیف کرده اند. این رفتار غالبا از لحاظ خود بچه مشکل به شمار نمی آید، اما باعث عصبانیت و خستگی شدید بزرگترها می شود.
  2. وقتی می گویند کودکی فوق فعال است یا دچار اختلال کم توجهی است، منظور کودکی است که فعالیت جسمی او، به دلیل محدودیت فراخنای توجهش، بالاست و پریشان و آشفته است. رفتار این گونه بچه ها آمیزه ای از ناآرامی و بی توجهی است که با سن تقویمی آنها جور در نمی آید. کنشهای آنها بی انگیزه است، در نتیجه ممکن است به نظر نترس و بی کله بیایند. بچه ها احساس خطر آشکار ندارند، زیرا در برابر هر وضعیتی بدون تامل یا پیش بینی پیامد ها واکنش نشان می دهند، در نتیجه ممکن است کارهای آنها ناشیانه بنماید و حادثه های زیادی برایشان رخ دهد. و نیز ممکن است هم در خانه و هم در مهد کودک اخلالگر باشند و سر و کله زدن با آنها دشوار باشد. ممکن است تمایز گذاری میان بچه های فوق فعال و بچه های دچار اختلال رفتاری کار سختی باشد، به ویژه آنکه رفتار فوق فعالانه گاه تابع وضعیتهای خاص است.
  3. پرجنبشی به حالت روانی بچه ها های فوق فعالی اشاره دارد که رفتار سربه هوایی از خود نشان می دهند. این بدان معنی است که رفتار کودک مربوط به جنبه ای از واکنشهای او در برابر موقعیتها نمی شود، بلکه شدید و فراگیر است. رفتار در هر وضعیتی بدون توجه به اینکه چه کسی حضور دارد روی می دهد. این رفتار باعث می شود که کودک هم از لحاظ اجتماعی و هم از لحاظ تحصیلی عقب افتاده باشد. این گونه بچه ها غالبا از لحاظ رشد فکری نیز تاخیر نشان می دهند و این تاخیر با دست و پا چلفتی بودن و تاخیر در حرف زدن همراه است.

پژوهش درباره کودکان فوق فعال با مشکلاتی روبه رو بوده است، زیرا تعریفهای مختلفی از رفتار موضوع بررسی شده است. از لحاظ تشخیص میزان فوق فعال بودن کودکان میان امریکاییها و بریتانیاییها اختلاف فراوانی وجود دارد. در بریتانیا و اروپا تشخیص نشانگان پر جنبشی کودکان در مورد بچه هایی ست که در همه موقعیتها فوق فعالند و بدین ترتیب یک درصد جمعیت را شامل می شوند. در امریکا این تشخیص بچه هایی را دربر می گیرد که در اروپا آنها را دارای ((اختلال رفتاری)) به شمار می آورند.

این نابسامانی اصطلاحات به خارج از محافل حرفه ای و به میان مردم نیز سرایت کرده است. معمولا بچه های فوق فعال را بچه هایی می دانند که شیطان اند و عمدا نافرمانی می کنند و ممکن است دارای اختلال رفتاری به شمار آیند، اما لجبازی غالبا نتیجه مشکلات کودک از لحاظ توجه و ناتوانی او در تعدیل سطح فعالیت خود است. گرچه فوق فعال بودن یکی از عواملی است که خطر پیدایی اختلال رفتاری بعدی را ممکن می کند، ولی همیشه با وضعیت نامساعد خانوادگی و مسائل اجتماعی که ویژگی مشکلات رفتاری کودکان است، پیوند ندارد. رفتار پرخاشگرانه و همراه با لجبازی کودکان با خانواده و محیط اجتماعی کودک ارتباط نزدیک دارد، اما میان فوق فعال بودن کودکان و خانواده و محیط اجتماعی چنین رابطه نزدیکی برقرار نیست.

رفتار فوق فعالانه ای که در سالهای نخست رشد کودک آغاز می شود، به شدت با رفتار ضد اجتماعی آینده او ارتباط دارد. واکنشهای پدر و مادر و معلمان در برابر کودک ممکن است به اختلال رفتاری او کمک کند. کودکی که همواره فعال است، نمی تواند تمرکز کند و آشوبگر و آشفته است احتمال دارد که نیروی پدر و مادرش را تحلیل ببرد. این بچه ها بازخورد منفی فراوان دریافت می کنند و چپ و راست با خشم و عصبانیت بزرگسالان روبه رو می شوند. شیوه کنش متقابل کودک و پدر و مادرش ممکن است آزاردهنده شود، به گونه ای که همه ارتباطات آنها بر اساس پاییدن یا منفی باشد. فوق فعالی فقط یکی از مسیرهای فراوانی است که به رفتار ضد اجتماعی می انجامد.