آیا تماس لمسی والدین با کودک تازه به دنیا آمده ضروریست؟

فرضیه ی یکی از دانشمندان به نام  کلاوس وکنل اشاره بر آن دارد که کسانی که تازه پدر یا مادر شده اند، درچند ساعت اول پس از تولد نوزاد، نوعی (آمادگی) بنیادی برای درگیر شدن عاطفی با نوزاد از خود نشان می دهند.

پدران ومادرانی که در دوره ی اولیه نوزادی تماس با نوزادان خود برقرار نمی کنند یا تماس کمی با آن ها دارند، ممکن است به اندازه ای که در صورت داشتن تماس پوست - با - پوست در چند ساعت نخست پس از تولد امکان داشت، به نوزاد خود دلبستگی پیدا نمی کنند. این جمله و نتیجه پژوهش ها در این حوزه بسیار بحث انگیزاست.

سوزان گلدبرگ پس از مطالعه ی دقیق متون مربوط به پیوند هیجانی نتیجه گیری کرده است که برخلاف ادعای کلاوس وکنل، تاثیر(تماس نخستین) نه زیاد است ونه دیر پا. در بررسی به دقت کنترل شده ای که در آن پدران ومادران طی 1دوره ی 9روزه مورد مشاهده قرار گرفتند، سودمندی تماس نخستین در طول زمان به طور مستمر کاهش یافت. تا روز9پس از تولد، مادران برخوردار ازتماس نخستین با نوزادان بیش از مادرانی که تا چند ساعت پس از وضع حمل تماس پوست - با – پوست با نوزادان خود نداشته اند،نسبت به نوزادان خود مهربان تر وپاسخده تر نبودند. در واقع، پاسخدهی مادرانی که تماس آنها با نوزاد به تاخیر افتاده بود، در این  دوره ی مشاهده ی 9روزه، افزایش چشمگیری از خود نشان داد - که حاکی از آن است که ساعات بلافاصله پس از تولد به آن اندازه که کلاوس وکنل تصور می کردند، حیاتی نیست .مایکل راتر می افزاید بسیاری از پدر ومادر خوانده ها با اینکه احتمالا هنگام تولد فرزند خوانده های خود هیچ تماسی با آنها نداشته اند، از پیوندهای عاطفی نزدیک خود با فرزندخوانده هایشان رضایت کامل دارند و می کوشند تا این پیوندها را توسعه دهند. در واقع، احتمال دلبستگی شدید مادر به کودک شیرخواردرخانواده های فرزند پذیرفته  نیزبه اندازه ی خانواده های فرزند نپذیرفته بالاست .

خلاصه اینکه پژوهش های انجام شده درباره ی پیوند هیجانی نخستین حکایت از آن دارد که اگر به والدین اجازه داده می شود تا در چند ساعت نخست پس از تولد نوزاد به او دست بزنند، در آغوشش بگیرند وبا او بازی کنند، ممکن است علاقه ی شدیدی نسبت به کودک پیدا کنند. در نتیجه، بسیاری از بیمارستان ها روش کارشان را تغییر داده اند واین گونه تجربه ها را مجازمی دانند و حتی تشویق می کنند، ولی به نظر می رسد که این تماس اولیه برای تحکیم دلبستگی والدین به کودک و کودک به والدین نه تعیین کننده است و نه کافی. دلبستگی پایدار بین کودک وپرستار او در چند دقیقه، ساعت یا روز به وجود نمی آید، بلکه به کندی وطی هفته ها و ماه ها برهمکنش اجتماعی شکل می گیرد. بنابراین هیچ دلیلی وجود ندارند که پدران ومادرانی که از داشتن تماس پوست – با – پوست اولیه با فرزندان خود محروم مانده اند، در برقراری رابطه ی گرم ومحبت آمیزبا آنها با دشواری مواجه شوند.