وقتی که استعدادهای یک کودک بر روابط دیداری- فضایی متمرکز است و به او اجبار می شود که با استفاده از حالت های کلامی یک مسئله ادراکی را حل کند. این کودک شدیدا" با ناکامی مواجه می شود و این ناکامی او   به دشمن نسبت به معلم و بدتر از آن دشمنی نسبت به فرآیند یادگیری منجر شود. اگر معلم از این مطلب آگاه گردد که این کودک در مهارت های دیداری- فضایی مهارت دارد و به او فرصت داده شود تا از این مهارت خود استفاده کند هم یأس و هم دشمنی بعدی اش از میان خواهد رفت. در مقابل کودکی که مهارت های کلامی سطح بالایی دارد، در تجسم جنبه های دیداری یک مسئله ناتوان خواهد بود، و در این حالت عدم اجبار او به درگیری با مسائلی که برای آن ها آمادگی طبیعی ندارد نتایج بهتری خواهد داشت.

در این نوشتار سعی بر آن است که با شناخت ابعاد جسمی، شناختی اخلاقی، اجتماعی و عاطفی کودکان پیش دبستانی خواننده آشنا گردد.

رشد جسمانی :

در این دوره کودکی اول ( 2 تا 6 سالگی ) ، کودکان عموما" لاغر به نظر می رسند، زیرا قسمت پایینی بدن آن ها ( تنه و پاها ) نسبت به بالای آن ( سروصورت ) رشد بیش تر پیدا می کنند.

افزایش مداوم و پیوسته ای در قد و وزن کودک پدید می آید به نحوی که تناسب بدن کودک کم و بیش مانند بزرگ سالان می شود.

رشد مغز نسبت به بخش های دیگر بدن سرعت بیش تری دارد . در پنج سالگی وزن مغز در حدود 90 درصد زمان بزرگ سالی خود می رسد. سلول های عصبی در مغز با درجات گوناگونی دارای میلین می شوند و سرعت ادراکات حسی در کودکان بیش تر می شود، ولی در پایان این دوره هنوز هماهنگی بین دو نیمه ی مغز به طور کامل برقرار نشده است .

کودکان از 2 تا 6 سالگی اگر چه لاغرتر می شوند، ولی قوی تر شده و رشد طبیعی مغز این اجازه را به آن ها می دهد که کنترل و هماهنگی بیش تری هم بین اعضای مختلف بدن آن ها و هم بین آن ها و محیط شان به وجود آید.  طی این فرآیند، کودکان با سرعت و توازن بیش تری حرکت می کنند و مهارت های حرکتی در شت آن ها نظیر دویدن، بالارفتن ( صعود کردن ) و پریدن به مقدار قابل ملاحظه ای بهبود پیدا می کنند و این تغییرات به خوبی در حرکاتشان، در هنگام بازی، قابل مشاهده است. ولی حرکات ظریف تر مانند بستن بند کفش و استفاده از مداد، از پختگی کامل برخوردار نیست ( فراهانی , کرمی نوری 1389 ).

رشد شناختی :

از نظر پیاژه دومین مرحله رشد شناختی دوره پیش دبستانی عملیاتی ( 2 تا 7 سالگی ) است که کودک :

-           استفاده از زبان و بازنمایی اشیاء به صورت تصویر ذهنی و واژه را یاد می گیرد.

-           تفکرش هنوز خود محور است، نگریستن از دید دیگران برایش مشکل است.

-           اشیاء را بر حسب یک ویژگی طبقه بندی می کند. برای مثال، همه قطعات چوبی قرمز را صرفنظر از شکل آن ها، با تمام قطعات چوبی مربعی شکل را صرفنظر از رنگ آن ها، در یک گروه قرار می دهد. ( اتکینسون و همکاران به نقل از براهنی و همکاران 1385 )

طی مرحله پیش عملیاتی از رشد شناختی، کودک هنوز قادر به درک برخی قواعد یا عملیات نیست. عملیات عبارت است از روش ذهنی جداسازی، ترکیب، و یا تغییر دادن اطلاعات به شیوه منطقی، برای مثال اگر آب از لیوان بلند و باریکی به لیوان کوتاه و پهن ریخته شود. بزرگسالان می دانند که مقدار آب تغییر نکرده زیرا می توانند این تغییر شکل را در ذهن خود وارونه کنند، یعنی می توانند در ذهن خود تجسم کنند که آب را از لیوان کوتاه به لیوان بلند، یعنی به وضعیت اولیه باز گردانند . در مرحله ی پیش عملیاتی از رشد شناختی، درک کودکان پیاژه، کودکان پیش عملیاتی هنوز به نگهداری ذهنی، درک اینکه مقدار ماده حتی وقتی شکل آن تغییر می یابد باز هم ثابت باقی می ماند، نرسیده اند. بنابراین آن ها نمی توانند بفهمند که وقتی آب از لیوان بلند به لیوان کوتاه ریخته می شود، مقدارش نگهداری یا حفظ می شود ( یعنی ثابت می ماند ) . ( اتکینسون و همکاران به نقل از براهنی و همکاران 1385 )

پیاژه معتقد بود که تفکر پیش عملیاتی زیر سلطه ی تاثرات بصری است. در مرحله ی پیش عملیاتی، تغییر در نمود بصری خمیر، بیش از کیفیت های غیر آشکار آن، مانند جرم یا وزن، بر کودک اثر می گذارد. اتکای کودکان بر تاثیرات بصری شان را، آزمایش نگهداری عدد نشان می دهد. اگر دو ردیف مهره را همتا کرده و تناظر یک به یک بین آن ها برقرار کنیم، خردسالان به درستی می گویند که تعداد مهره ها در دو ردیف یکسان است. اما وقتی مهره های یکی از دور ردیف را به هم نزدیکتر کنیم و به شکل خوشه در آوریم، کودکان پنج ساله می گویند حالا تعداد مهره ها در ردیف دست نخورده بیشتر از تعداد مهره هایی است که به صورت خوشه در آمده، هر چند که تعداد مهره های دو ردیف هنوز برابر است . تاثیر بصری در ردیف طولانی تر، تساوی عددی دو ردیف همتای اشیاء قبلا" برابر بوده، حالا هم باید برابر مانده باشد. در این سن، نقش تساوی عددی بارزتر از برداشت بصری است . ( اتکینسون و همکاران به نقل از براهنی و همکاران 1385 )

فقدان نگهداری ذهنی، در آزمایش با خمیر نیز دیده می شود، به کودکان مقداری خمیر داده می شود تا آن را به صورت گلوله ای همانند گلوله ی خمیری دیگر در آورند. پس از آن که کودک گلوله را ساخت و قبول کرد که دو گلوله مثل هم اند، آزمایشگر یکی از گلوله ها را به عنوان " مرجع " نگه می دارد و گلوله دیگر را به صورت سوسیس باریکی در می آورد. کودک شاهد این کار است و می بیند که مقدار خمیر کم یا زیاد نشده است. با این حال، در چنین موقعیتی کودکان 4 ساله نیز می گویند که مقدار خمیر در آن دو شی ء برابر نیست. در شی درازتر مقدار خمیر بیشتری دارد " . تنها پس از هفت سالگی است که بیشتر کودکان می گویند مقدار خمیر در شی ء درازتر با مقدار خمیر گلوله ی مربع برابر است. از نظر پیاژه نگه داری ذهنی یک توانایی است که در نتیجه تجارب متراکم شده کودک با محیط کسب می شود و بیش از کسب این تجارب نمی توان آن را به کودک آموزش داد ( هرگنهان .السون . نقل از سیف 1386 )

خصوصیت کلیدی دیگر کودکان پیش عملیاتی، به قول پیاژه، خود محوری است. کودکان پیش عملیاتی بجز چشم انداز خودشان از چشم اندازهای دیگر ناآگاهند. آن ها معتقدند که دیگران نیز محیط را به شیوه خود آن ها درک می کنند. به منظور نشان دادن این وضع، پیاژه " مساله سه کوه " را ابداع کرد. به کودک فرصت داده می شود به دور میزی که روی آن سه کوه با ارتفاع های گوناگون قرار دارد بچرخد. سپس کودک در یک سوی میز می ایستد و عروسکی در نقاط مختلف میز قرار داده می شود ( عروسک از سه کوه، دیدی متفاوت با کودک دارد). از کودک خواسته می شود که عکس منظره هایی را که عروسک می بیند انتخاب کند. پیش از سنین 6 تا 7 سالگی، غالب کودکان عکسی را انتخاب می کنند که چشم انداز خودشان را از سه کوه نشان می دهد. ( اتکینسون و همکاران به نقل از براهنی و همکاران 1385 ).

پیاژه معتقد بود که خودمحوری، انعطاف ناپذیری تفکر پیش عملیاتی را تبیین می کند. از آن جا که خردسالان نمی توانند نقطه نظرهایی بجز نقطه نظر خود را درک کنند، نمی توانند طرحواره ها را به گونه ای تغییر دهند که تغییرات محیط را در نظر بگیرند. از این رو، در برگرداندن عملیات یا نگهداری ذهنی کمیت ناتوانند. از نظر درک ریاضی باید گفت : اگر چه کودک در این دوره نمی تواند جمع و تفریق کند، ولی شمارش اعداد و فهم اصول اساسی در اعداد، در این سنین ( 2 تا 6 سالگی شروع می شود ). در ابتدای ( 2 تا 3 سالگی ) ارتباط بین اعداد و مصادیق آن ها برای کودک دقیق نیست و حتی در شمارش، برخی اعداد را حذف می کند. و یا یک چیزی را بیش از یک بار می شمارد و یا برخی از چیزها را نمی شمارد. مهارت های حل مسئله و حافظه نیز در این دوره رشد می کند.

رشد اجتماعی فرهنگی

هر چند پیاژه بر تعامل کودک با محیط تاکید داشت، اما مقصود او از محیط همان محیط فیزیکی دور و بر کودک بود. چارچوب اجتماعی و فرهنگی که کودک در آن قرار گرفته هیچ نقشی در نظریه پیاژه ندارد، ولی بخش عمده ی چیزهایی که کودک در حال رشد باید بیاموزد، شیوه های ویژه و قراردادی نگرش محیط فرهنگی او به واقعیت است. یعنی چیزهایی از قبیل نقش هایی که انتظار می رود افراد مختلف یا زنان و مردان ایفا می کنند و قوانین و هنجارهای حاکم بر روابط اجتماعی در فرهنگ خاص کودک، در این حوزه ها،  حقایق معتبر همگانی یا دیدگاههای درست از واقعیت وجود ندارد. بنابراین، از نظر کسانی که رویکرد اجتماعی – فرهنگی به رشد دارند کودک را  نه به مثابه ی دانشمند علوم طبیعی که به دنبال دانش " حقیقی " است، بلکه باید به عنوان تازه واردی به فرهنگ خاص در نظر آورد که با یادگیری نحوه ی نگاه کردن به واقعیت اجتماعی از دید آن فرهنگ، سعی می شود بومی شود . ( اتکینسون و همکاران به نقل از براهنی و همکاران 1385 ).

خاستگاه این رویکرد به رشد شناختی را می توان در آثار ویگوتسکی دید .ویگوستکی معتقد بود که درک و مهارت اساسا" از طریق مفهوم شاگردی ( کارآموزی ) گسترش می یابد و کودکان با یاری و راهنمایی افراد با اطلاع تر دنیای خود را بیشتر در می یابند و مهارت های جدید کسب می کنند .

چون زبان وسیله ی اولیه تبادل مفاهیم است ویگوتسکی رشد زبان را در رشد شناختی دارای نقش اساسی می دانست. در واقع او اکتساب زبان را مهم ترین جنبه ی رشد کودک می دانست. زبان در رشد مهارت ها و دانش  جدید آدمی نقش مهمی بازی می کند. هنگامی که بزرگسالان و همسالان به کودک کمک می کنند تا در تکالیف جدید تسلط یابد. ارتباط بین آن ها قسمتی از اندیشیدن او می شود. کودکان به هنگام تمرین هر مهارت جدید، از توانایی زبانی خود برای هدایت اعمال خود استفاده می کنند. بنابراین آن چه را که پیاژه به عنوان گفتار خود محور تلقی می کرد، ویگوتسکی عنصر اساسی رشد شناختی به شمار می آورد. کودکان به منظور هدایت و جهت دادن به خودشان با خود حرف می زنند. این نوع خود آموزی، ]گفتار خصوصی (1)[ نامیده می شود .

شما می توانید این فرآیند را وقتی کودک به خودش آموزش می دهد که چگونه تکلیفی مانند بستن بند کفش را که قبلا" از شخص دیگری شنیده انجام دهد . ( اتکینسون و همکاران به نقل از براهنی و همکاران 1385 ).

رشد زبان در کودک پیش از رفتن به دبستان فوق العاده می باشد. در حقیقت، انفجاری در رشد زبان از نظر      خزانه ی لغات، دستور زبان و کاربرد علمی زبان برای او اتفاق می افتد. رشد زبان کودک در رشد و تفکر و استدلال او نقش بسیاری دارد. بدیهی است که هر چه محیط اطراف کودک از نظر مکالمه و گفت و گو غنی باشد، رشد زبان او بهتر صورت خواهد گرفت و آمادگی بیش تری برای مهارت های زبانی پیچیده تر، نظیر خواندن و نوشتن، در دوره ی بعدی خواهد داشت. ( فراهانی، کرمی نوری 1389 )

به عقیده برونر کودک کودکستانی به احتمال زیاد در سطح تفکر تجسمی قرار دارد و عمدتا" یادگیری از طریق کنش ها – تجربه و سازمان بندی حسی و بصری انجام می گیرد . از نظر برونر آموزش به کودکان کمک کند تا نگهداری ذهنی را در مراحل پایین تر کسب کنند. او معتقد است که زبان   به مثابه نقطه اتکایی، به کودک کمک کند تا بر وابستگی های خود به ادراکات بصری سریع تر غلبه کند د ر حالی که پیاژه به جای زبان بر تصورات بصری و تقلید تکیه دارد. ( بیلر 1378 ).

حدود 7-4 سالگی که تفکر شهودی در کودکان شکل می گیرد و مسائل را به طور شعودی حل می کنند نه بر طبق قانون منطق شاخص ترین ویژگی تفکر کودکان این دوره این است که هنوز به مفهوم بقا و نگه داری ذهنی دست نیافته اند . در این سن شماره طول، مقدار یا مساخت اشیا یکسان باقی می مانند. صرف نظر از این که اشیاء به صورت های مختلف به کودک نشان داده می شوند.

اگرچه کودک در فرآیندهای حل مسئله ی مربوط به بازی های خود یا روابط خود با دوستانش تلاش زیادی می کند، ولی به تنهایی نمی تواند به طور رشد یافته ای، به حل این مسائل بپردازد و اغلب به راهنمایی و حمایت والدین و بزرگ سالان نیازمند است. هم چنین کودک در ذخیره سازی و بازیابی اطلاعات، به طور خردمندانه و هشیارانه مهارت ندارد، ولی سازمانی که والدین به او کمک کنند، توانایی حافظه او و استفاده از راهبردهای حافظه افزایش پیدا می کند ( فراهانی ، کرمی نوری 1389 ).

رشد قضاوت اخلاقی :

پیاژه علاوه بر بررسی درباره رشد تفکر کودکان، به چگونگی رشد قضاوت اخلاقی کودکان نیز علاقمند بود. او فکر می کرد که درک کودکان از قواعد اخلاقی و عرف اجتماعی با سطح کلی رشد شناختی آنان همگام است . ( اتکینسون و همکاران به نقل از براهنی و همکاران 1385 ).

پیاژه بر اساس مشاهده ی کودکان سنین مختلف به هنگام بازی های قاعده دار نظیر تیله بازی، پیشنهاد کرد که    درک کودکان از این قواعد در مجموعه یی از چهار مرحله رشد می باشد. نخستین مرحله ی درک قواعد، در ابتدای دوره پیش عملیاتی ظاهر می شود. کودکان در این مرحله دست به بازی موازی می زنند که در آن هر کودک از مجموعه قواعد خاص خودش پیروی می کند. برای مثال، ممکن است کودک تیله های رنگی مختلفی را در یک گروه قرار دهد یا تیله های بزرگ تر را بعد از تیله های کوچک تر، از سویی به سوی دیگر بغلتاند. این قواعد به بازی کودک نظم می دهند ولی کودک بارها آن ها را به دلخواه تغییر می دهند و این قواعد را در راستای هیچ نوع هدف جمعی از قبیل همکاری یا رقابت نیست . ( اتکینسون و همکاران به نقل از براهنی و همکاران 1385 ).

از حدود پنج سالگی ، احساس وظیفه برای مراعات قواعد و تلقی قواعد به عنوان الزامات اخلاقی مطلقی که یک مرجع قدرت همچون خدا یا والدین تعیین کرده، رشد می یابد. قواعد، مقولاتی پایدار و مقدس و تغییر ناپذیرند و اطاعت مو به مو از آن ها مهم تر از هر گونه دلیلی برای تغییر آن هاست. برای مثال، کودکان در این مرحله نمی پذیرند که در تیله بازی می توان وضعیت شروع بازی را تغییر داد تا کودکان کوچکتر نیز بتوانند در بازی شرکت کنند. ( اتکینسون و همکاران به نقل از براهنی و همکاران 1385 ).

در این مرحله، قضاوت کودک در باره ی هر عمل ، بیشتر بر اساس پیامدهای آن است و نه بر مبنای قصد و نیت فاعل آن . برای مثال چنانچه کودکی در غیاب مادرش دزدکی مربا می خورد و در حین این کار فنجانش را می شکند ، پسر دیگری بی آنکه دست به کار نادرستی بزند تصادفا" همه فنجانهای سینی را می شکند را برای کودکان بازگو نماییم از نظر کودکان، کودکان مرحله ی پیش دبستانی، کار کودکی که موجب خسارت بیشتری شده است بدون توجه به قصد یا انگیزه او بدتر می باشد.

در سومین مرحله ی رشد اخلاقی ، کودک رفته رفته در می یابد که برخی قواعد، قراردادهای اجتماعی هستند. همان توافقهای گروهی که به طور قراردادی وضع می شود و یا تغییر می یابند. در این مرحله ، واقع گرایی اخلاقی کودکان نیز کاهش می یابد و در قضاوت های اخلاقی خود وزن و اعتبار بیشتری برای ملاحظات غیرعینی از قبیل قصد و نیت شخصی قائل می شوند و تغییر را بر خاسته از انتخاب آدمیان می بینند و نه کیفر اجتناب ناپذیر نیروهای ماوراطبیعی.

از نظر کلبرگ استدلال اخلاقی کودکان پیش دبستانی جهت گزینی بر اساس تنبیه اطاعت از قوانین به منظور اجتناب از تنبیه ( مرحله ی اول ) و جهت گزینی بر اساس پاداش همنوایی برای دریافت پاداش و مزایا ( مرحله ی دوم ) صورت می پذیرد. ( اتکینسون و همکاران به نقل از براهنی و همکاران 1385 ).

در این سن نزاع زیاد اتفاق می افتد ولی معمولا" کوتاه است و به سرعت نیز فراموش می شود. وقتی تعدادی از کودکان را در یک محیط محدود و با تعداد کمی از وسایل بازی قرار دهیم دعوا و مشاجره بر سر تملک این مسائل اجتناب ناپذیر است . در این صورت لازم است به کودکان اجازه داد که اختلافشان را خودشان حل کنند و مداخله شما زمانی باشد که مشاجره آنها خارج از کنترل باشد. سعی کنید به جای نقش داور و خاتمه دهنده دعوا با ارائه راه حل های دیگر به منصرف کردن رقبا بپردازید ( بیلر. نقل از کدیور 1378 ).

رشد عاطفی :

کودکان در این سن عواطف خود را آزادانه و آشکار ابراز می کنند. بروز ناگهانی خشم نیز فراوان است. ( بیلر. نقل از کدیور 1378 ).

کودکان قبل از دبستان به دلیل رو به رویی با بسیاری از موقعیت های جدید و عجیب و نیز به دلیل داشتن قوه تخیل فعال ممکن است ترسهای زیادی داشته باشند که بسیاری از آنها غیرمنطقی است. ترسهای سرکوب شده و نیمه شناخته باعث مشکلات قابل ملاحظه ای به شکل هراسهای خاص یا احساس عمومی اضطراب بعدها در زندگی شان ایجاد خواهد کرد. به همین دلیل مسخره کردن کودکی که ترس خود را نشان می دهد و یا قراردادن او در یک موقعیت ترس آور و یا فراموش کردن ترس وی، کاملا" غیرعاقلانه است. روش بهتر آن است که به کودک بفهمانیم که او و ترسش را پذیرفته ایم و می تواند  احساس امنیت در محیط کند، و این که آیا کودکان از چیزی میترسند یا آن را طبیعی تلقی می کنند، بستگی به ما دارد، زیرا کودکان تا حد زیادی از بزرگتر ها به عنوان سرمشق خود تاثیر می پذیرند. ( بیلر. نقل از کدیور 1378 ).

حسادت در بین همکلاسان در این سن تقریبا" عادی است زیرا کودکان دبستانی عواطف شدیدی درباره معلمان خود دارند و به دنبال تایید آنها هستند. بهتر است معلمان تا حد ممکن توجه یکسانی به همه داشته باشند. ( بیلر. نقل از کدیور 1378 ).

فاطمه رادمنش ، موسسه فرهنگی هنری پرورش ذهن فرزام