دوره ی حساس پیوند هیجانی

یک پاسخ به این پرسش که چرا پدران ومادران ممکن است جنبه های منفی بچه داری را نادیده بگیرند وچندان اهمیتی به آنها ندهند

آن است که آنها اغلب پیش از تجربه کردن بسیاری از جنبه های ناخوشایند پدری ومادری شکل گیری دلبستگی هیجانی به کودک

شیرخوار را آغاز می کنند. مارشال کلاوس وجان کنل معتقدند که پرستاران ممکن است طی همان چند ساعت نخست پس از تولد

کودک با او پیوند هیجانی برقرار کنند- مشروط بر این که فرصت آشنا شدن با نوزاد به آنها داده می شود. آنها استدلال می کنند که

تماس اولیه ی پوست - با - پوست مادران ونوزادان حساسیت خاصی در مادران نسبت به نوزادان به وجود می آورد ورشد پیوندهای

هیجانی نیرومند مادر- با – فرزند افزایش می دهد.

برای آزمون این فرضیه، کلاوس وکنل مادران جوان را، که تازه وضع حمل کرده وکودکان 3ماهه ی سالمی به دنیا آورده بودند،

بررسی کردند. طی 3 روز اقامت در بیمارستان، نیمی از این مادران بر طبق روش جاری سنتی با نوزادان خود تماس گرفتند: مدت

کوتاهی پس از وضع حمل نوزاد را دیدند، 6تا 12 ساعت بعد دوباره ازآنها عیادت کردند و از آن پس هر4 ساعت یک بار جلسه ی

شیر دهی نیم ساعته ای با آن ها داشتند. مادرانی که جزو گروه دوم، یا گروه (تماس گسترده)، بودند، اجازه داشتند روزانه 5ساعت

(اضافی) نوزادان خود را درآغوش بگیرند، همچنین 3ساعت، بعد ازوضع حمل، نوزادان را 1ساعت دربستر آنها قرار می دادند تا تماس

پوست – با – پوست با مادرانشان داشته باشند.

1 ماه بعد، این مادران وفرزندان مورد مشاهده قرار گرفتند ومعلوم شد مادرانی که با نوزادان خود تماس گسترده داشته اند، در

آزمایش های پزشکی طبق برنامه به فرزندان خود نزدیک تر می ایستادند، بیش از مادران دیگر به آرام کردن آنها می پرداختند

ونسبت به مادرانی که مطابق روش جاری بیمارستان ها با آنها رفتار شده بود، هنگام شیردادن به کودک اورا بیشتر به خود نزدیک

می کردند، 1 سال بعد نیز مادران با تماس  گسترده بیش از مادرانی که در بیمارستان در وضعیت (عادی) قرار گرفته بودند به آرام

کردن فرزندان خود اقدام می کردند،  آنها را در آغوش می گرفتند وبه وضع غذای آنها رسیدگی می کردند. کودکانی که تماس

نخستین گسترده ای با مادران خود داشته اند در آزمون های مربوط به رشد بدنی وعقلانی در1سالگی بر کودکانی که از تماس

نخستین گسترده با مادران خود محروم بوده اند، برتری چشمگیری داشتند.

کلاوس وکنل از این بررسی وبررسی ها دیگری با نتایج مشابه، چنین نتیجه گیری کردند که صرف میزان تماس اولیه ی مادر با

نوازد خود به اندازه ی زمان بندی آن تماس اهمیت ندارد. در واقع تغییر آنها از اطلاعات به دست آمده این است که 6 الی 12ساعت

اول پس از تولد دوره ی حساس برای پیدایش پیوند هیجانی است: از قرار معلوم، اگر مادران در این دوره ی خاص نوعی تماس

 پوست - با – پوست با نوزادان خود داشته باشند، احتمالا شدیدترین علاقه ی ممکن را نسبت به فرزندان خود پیدا می کنند.