منبع : مجله زندگی مثبت ، دکتر محمود تلخابی

اصل 1 : قبل از دستور دادن و راهنمایی کردن ارتباط ایجاد کنید . این بدان معناست که در ابتدای کلام از جملات امری یا نصیحت گونه استفاده نشود .

ارتباط چشمی مناسب با کودک برقرار و تمرکز اورا روی صحبت های خود جلب ،سپس شروع به گفت و گو کنید . در ایجاد ارتباط چشمی توجه کنید که کودک حس کنترل نکند بلکه ایجاد ارتباطی عاطفی مد نظر باشد .

اصل 2 : کودک را مخاطب قرار دهید . در مواردی که کودک نیاز دارد مطلب را مستقیما از جانب شما دریافت کند با نامیدن اسم او توجه اش رابه خود جلب کنید ، برای مثال مریم جان ،....

اصل 3 : از جملات کوتاه و مختصر استفاده کنید . بسیاری از افراد در بیان درخواست های خود از حاشیه چینی و مطالب پراکنده استفاده می کنند .به همین دلیل شنونده متوجه نمی شود کدام قسمت از مطلب هدف گفتگو است .

بنابراین از قاعده جمله اول استفاده کنید یعنی اولین جمله شما بهتر است حاوی عبارت راهنمایی کننده باشد .چنانچه به توضیح طولانی از انتظارهای خود بپردازید کودک در برابروالدین ناشنوا می شود و احساس می کند خود شما هم کاملا مطمئن نیستید چه درخواستی از او دارید .

اصل 4: از عبارات ساده استفاده کنید . بسیاری از والدین به فرض اینکه کودکانی باهوش دارند از دایره لغاتی استفاده می کنند که برای کودک ملموس نیست . برای اینکه بتوانید با کودک در حد سن خود صحبت کنید باید به صحبت های او پیرامون مسائل مختلف به دقت گوش دهید و از واژه های ملموس او استفاده کنید .

اصل 5 : از کودک بخواهید درخواست شما را بازگو کند . اگر کودک نتوانست به هدف شما برسد نقص از برقراری گفت و گوی شما با کودک بوده است . باید زمان بیشتری صرف کنید تا نحوه ی گفت و گوی خود با کودک را تنظیم کنید و به صورت بسیار خلاصه و اجمالی به بیان هدفتان بپردازید .

اصل 6 : استدلال کنید . کودکان از سنین 2 یا 3 سالگی می توانند با استدلال روبرو شوند . مهم است که استدلال ها متناسب و در اندازه فهم کودک باشد . بسیاری از والدین با استفاده از اصول پزشکی ،دینی ، عرف و ... به استدلال با کودک می پردازند که این مورد جز ایجاد اضطراب و نگرانی برای کودک ، ارمغانی دیگر ندارد .

برای مثال :

روش اشتباه : چون می خواهی بروی بیرون پس باید لباس بپوشی . این کلام با قدرت و زور گفته شده است .

روش درست : بدون لباس بیرون بروی سرما می خوری و اگر با استدلال دلایل کافی ارائه شود ، کودک کمتر مقاومت می کند و به خواسته شما گوش می سپارد .

اصل 7 : از عبارات منفی استفاده نکنید و مثبت باشید . استفاده از عبارات منفی ، اثر منفی در ذهن کودک بر جای می گذارد . اگر به کودک خود بگوییم دروغ نگو اثری که بر جای می گذارد بسیار متفاوت تر از این است که بگوییم وقتی راست یا حقیقت می گویی من خوشحال تر می شوم یا به جای اینکه به کودک بگوییم ((ندو )) بهتر است بگوییم : (( داخل خانه راه می رویم و بیرون می دویم ))

اصل 8 : رهنمودهایتان را با عبارت ((درخواستی )) بیان کنید . به جای اینکه گفت و گو های خود را امرانه و دستوری بیان کنید از جملات درخواستی و مودبانه استفاده کنید . اگر به کودک خود به جای عبارت (( پیاده شو )) بگوییم ((لطفا پیاده شو)) کودک زودتر به خواسته شما عمل می کند . این روش در مورد کودکانی که لجباز هستند و از امر و نهی آزار می بینند بسیار کارساز است .

اصل 9 : استفاده از عبارت (( وقتی ....آن گاه )) نه عبارت ((اگر....آن گاه )) استفاده از جملات شرطی بالا ، انگیزه کودک را بر انجام خواسته شما روز به روز کمرنگ و کمرنگ تر می کند .

کودکی که شرطی رشد کند در مقابل هر کار یا عملی از شما نتیجه و آن گاه می خواهد . به جای عبارت (( اگر دندان هایت را مسواک زدی ، آن وقت داستان می خوانم )) می توان عبارت مناسب ((وقتی دندان هایت را مسواک زدی ،آن وقت داستان می خوانم )) را به کار برد .

این نوع عبارات و تعابیر بسیار بهتر از جملات شرطی عمل می کند .

اصل 10 : برای بیان گفته یا خواسته تان سراغ کودک بروید وصرفا او را صدا نزنید .اگر هنگام بیان خواسته یا رهنمودتان نزد کودک بروید کودک به جدی بودن درخواست شما پی می برد . صدا کردن کودک از راه دور ، این حس را در او ایجاد می کند که مساله آن چنان جدی و با اهمیت نیست و تنها به منزله یک ترجیح یا اولویت تلقی می شود .برای مثال به جای اینکه به او بگویید (( تلویزیون را خاموش کن )) از عبارت (( پسرم وقت شام است . لازم است مدتی تلویزیون را خاموش کنی )) استفاده کنید .

اصل 11 : به کودک حق انتخاب دهید .کودک از اینکه محدودیت انتخاب داشته باشد ناراحت و ناراضی می شود .برای اینکه حس کودک به سمت و سوی اجبار و الزام از جانب والدین سوق پیدا نکند ، به کودک حق انتخاب دهید . برای مثال ((مریم جان ! می خواهی پیراهن سفیدت را بپوشی یا بنفش ؟))

اصل 12 : مطابق سطح رشد بچه ها با آنها صحبت کنید. امروزه بسیاری از والدین می انگارند که به جای کودک با فردی بالغ صحبت می کنند . بنابراین سوال ها و مسائلی که مطرح می کنند درخور کودک نیست . در این حالت کودک نه تنها از گفت و گو با پدر و مادرش لذت نمی برد بلکه ترجیح می دهد از مصاحبت با آنها فرار کند .باید توجه داشت هرچه سن کودک کمتر باشد راهنمایی نیز باید کوتاه تر و ساده تر بیان شود .

یکی از شایع ترین پرسش های والدین این است که چرا این کار را کردی ؟جواب این سوال خیلی پیچیده تر از این است که بگوییم ((بگذار درباره کاری که کردی با هم صحبت کنیم. ))