رشد کودک

نوشته شده توسط موسسه پرورش ذهن فرزام :
رشد اجتماعی – فرهنگی

هر چند پیاژه بر تعامل کودک با محیط تاکید داشت، اما مقصود او از محیط همان محیط فیزیکی دور و بر کودک بود. چارچوب اجتماعی و فرهنگی که کودک در آن قرار گرفته هیچ نقشی در نظریه پیاژه ندارد، ولی بخش عمده ی چیزهایی که کودک در حال رشد باید بیاموزد، شیوه های ویژه و قراردادی نگرش محیط فرهنگی او به واقعیت است. یعنی چیزهایی از قبیل نقش هایی که انتظار می رود افراد مختلف یا زنان و مردان ایفا می کنند و قوانین و هنجارهای حاکم بر روابط اجتماعی در فرهنگ خاص کودک، در این حوزه ها، حقایق معتبر همگانی یا دیدگاههای درست از واقعیت وجود ندارد. بنابراین، از نظر کسانی که رویکرد اجتماعی – فرهنگی به رشد دارند کودک را نه به مثابه ی دانشمند علوم طبیعی که به دنبال دانش ” حقیقی ” است، بلکه باید به عنوان تازه واردی به فرهنگ خاص در نظر آورد که با یادگیری نحوه ی نگاه کردن به واقعیت اجتماعی از دید آن فرهنگ، سعی می شود بومی شود . ( اتکینسون و همکاران به نقل از براهنی و همکاران ۱۳۸۵ ).
خاستگاه این رویکرد به رشد شناختی را می توان در آثار ویگوتسکی دید .ویگوستکی معتقد بود که درک و مهارت اساسا” از طریق مفهوم شاگردی ( کارآموزی ) گسترش می یابد و کودکان با یاری و راهنمایی افراد با اطلاع تر دنیای خود را بیشتر در می یابند و مهارت های جدید کسب می کنند .
چون زبان وسیله ی اولیه تبادل مفاهیم است ویگوتسکی رشد زبان را در رشد شناختی دارای نقش اساسی می دانست. در واقع او اکتساب زبان را مهم ترین جنبه ی رشد کودک می دانست. زبان در رشد مهارت ها و دانش جدید آدمی نقش مهمی بازی می کند. هنگامی که بزرگسالان و همسالان به کودک کمک می کنند تا در تکالیف جدید تسلط یابد. ارتباط بین آن ها قسمتی از اندیشیدن او می شود. کودکان به هنگام تمرین هر مهارت جدید، از توانایی زبانی خود برای هدایت اعمال خود استفاده می کنند. بنابراین آن چه را که پیاژه به عنوان گفتار خود محور تلقی می کرد، ویگوتسکی عنصر اساسی رشد شناختی به شمار می آورد. کودکان به منظور هدایت و جهت دادن به خودشان با خود حرف می زنند. این نوع خود آموزی، ]گفتار خصوصی (۱)[ نامیده می شود .
شما می توانید این فرآیند را وقتی کودک به خودش آموزش می دهد که چگونه تکلیفی مانند بستن بند کفش را که قبلا” از شخص دیگری شنیده انجام دهد . ( اتکینسون و همکاران به نقل از براهنی و همکاران ۱۳۸۵ ).
رشد زبان در کودک پیش از رفتن به دبستان فوق العاده می باشد. در حقیقت، انفجاری در رشد زبان از نظر خزانه ی لغات، دستور زبان و کاربرد علمی زبان برای او اتفاق می افتد. رشد زبان کودک در رشد و تفکر و استدلال او نقش بسیاری دارد. بدیهی است که هر چه محیط اطراف کودک از نظر مکالمه و گفت و گو غنی باشد، رشد زبان او بهتر صورت خواهد گرفت و آمادگی بیش تری برای مهارت های زبانی پیچیده تر، نظیر خواندن و نوشتن، در دوره ی بعدی خواهد داشت. ( فراهانی، کرمی نوری ۱۳۸۹ )
به عقیده برونر کودک کودکستانی به احتمال زیاد در سطح تفکر تجسمی قرار دارد و عمدتا” یادگیری از طریق کنش ها – تجربه و سازمان بندی حسی و بصری انجام می گیرد . از نظر برونر آموزش به کودکان کمک کند تا نگهداری ذهنی را در مراحل پایین تر کسب کنند. او معتقد است که زبان به مثابه نقطه اتکایی، به کودک کمک کند تا بر وابستگی های خود به ادراکات بصری سریع تر غلبه کند د ر حالی که پیاژه به جای زبان بر تصورات بصری و تقلید تکیه دارد. ( بیلر ۱۳۷۸ ).
حدود ۷-۴ سالگی که تفکر شهودی در کودکان شکل می گیرد و مسائل را به طور شعودی حل می کنند نه بر طبق قانون منطق شاخص ترین ویژگی تفکر کودکان این دوره این است که هنوز به مفهوم بقا و نگه داری ذهنی دست نیافته اند . در این سن شماره طول، مقدار یا مساخت اشیا یکسان باقی می مانند. صرف نظر از این که اشیاء به صورت های مختلف به کودک نشان داده می شوند.
اگرچه کودک در فرآیندهای حل مسئله ی مربوط به بازی های خود یا روابط خود با دوستانش تلاش زیادی می کند، ولی به تنهایی نمی تواند به طور رشد یافته ای، به حل این مسائل بپردازد و اغلب به راهنمایی و حمایت والدین و بزرگ سالان نیازمند است. هم چنین کودک در ذخیره سازی و بازیابی اطلاعات، به طور خردمندانه و هشیارانه مهارت ندارد، ولی سازمانی که والدین به او کمک کنند، توانایی حافظه او و استفاده از راهبردهای حافظه افزایش پیدا می کند ( فراهانی ، کرمی نوری ۱۳۸۹ ).

در صورت نیاز مرکز پژوهشی پرورش ذهن فرزام با ارایه پک دقت و تمرکز، برگزاری کلاس های خصوصی در منزل شما یا در مرکز می تواند مهارت دقت و تمرکز را در کودک شما افزایش دهد