اهمیت مهارت درک بینایی

نوشته شده توسط موسسه پرورش ذهن فرزام :

استفاده از دلائل و شواهد مستند و به کارگیری روش های استدلال علمی منجر به گشودن گره های کورو کلاف های سر در گم زندگی انسان باخرد گشته است. سال هاست که اندیشمندان و خردورزانی که با دید ژرف نگر و عقاب  گونه به لایه های زیرین و بنیادی مسائل و موضوعات می نگرند به عوامل تاثیرگذار بر فرآیند پیدایش خرد و هوش و بالطبع منجر به شناخت و توانائی تسلط بر محیط پیرامونی گشته است. در این رهگذر، بررسی تغییر و تبدیل سیر الگوهای حرکتی از حرکات خام و ساده کودکانه به الگوهای ظریف و ماهرانه حرکتی و همچنین کسب توانمندی های حرکتی موزون و همچنین استفاده و به کارگیری از آن در قالب بیان و آغاز ارتباطات اجتماعی همواره یکی از محورهای ارزشمند تحقیقاتی بوده است که نتایج حاصل از آن در حیطه های مختلفی نظیر رشد و پرورش استعدادهای بالقوه کودکان و نوجوانان، توانمندسازی سیستم های عصبی، تهیه برنامه های منسجم مداخلاتی در کودکان مبتلا به مواردی نظیر بیش فعالی – نقص توجه، اوتیسم، اختلال در هماهنگی حرکتی و همچنین اختلال یکپارچگی حسی مثمر ثمر گشته است.

ارتباط توانمندی های حرکتی با عملکردهایی نظیر "اعتماد به نفس"  ،" قدرت اداره بازی" و یا "تسلط و نفوذ بر همتایان" در کودکان بسیار مورد تاکید و تحقیق بوده است. امروزه دستیابی بر زمینه ها و بستره های تقویت کننده بنیان های این مهارت ها و توانمندی ها بسیار مورد علاقه خانواده ها و جوامع پیشرو می باشد تا با پرورش نسل هایی متکامل تر بتوانند افق آینده را در اختیار بگیرند.
 در ابتدا انسان ها از شیوه بررسی علت- معلولی  مستقیم (خطی) استفاده می کردند و همواره برطرف نمودن نقص در یک زمینه را نیازمند تمرین و ممارست در همان زمینه می دانستند این امر تا بدان جا پیش رفته است که حتی امروزه نیز یکی از راه های شلی گردن نوزادان و کودکان را تهیه سوپ با گردن گوسفند می دانند و یا برای درمان "عقب زدگی زانو "مالیدن روغن زانوی شتر به زانوی کودک را بسیار توصیه می کنند.  

با آغاز قرن بیستم، بازدهی اندک این روش ها و عدم کارآیی موثر و قطعی آن ها و از سوی دیگر دستیابی به پیشرفت های بسیار زیادی در زمینه علوم اعصاب مرتبط با سیستم اعصاب مرکزی و کسب دانش در خصوص عملکردهای مغز و نواحی مختلف آن سبب شد تا روش های بالینی - مداخلاتی نیز از این موضوع متاثر گردند. بنابراین رویکردهایی نظیر "یکپارچگی حسی  " ، "ادراکی- حرکتی" ،"یادگیری حرکتی" و "پردازش حسی" پا به عرصه کودکان گذاشتند که در بسیاری موارد با تاکید بر "دوران طلایی"رشد سیستم عصبی کودک (دوران سن زیر سه سالگی) حیطه های پیشگیری و ارتقاء سلامت کودکان و نوزادان را هدف قرار داده اند.
شکل گیری و تکامل این رویکردها وابسته به اصل "علت-معلولی غیر خطی " می باشد.در این الگو تاثیرگذاری از طریق عوامل رابط و واسطه ای در نظر گرفته می شود و یا در مراحل مختلف پردازش تحت تاثیر عوامل بینابینی قرار می گیرد . نمونه بارز آن در تاثیر کارکردهای شناختی بر الگوهای رفتاری بسیار مورد تحقیق و چالش قرار گرفته است. در دیدگاه "یکپارچگی حسی" ، سیستم بینایی به عنوان یکی از سیستم های حسی در رده دوم تکامل و رشد جای می گیرد که از جنبه حسی منجر به دیدن اشیاء و محیط پیرامون می شود و در همکاری با ساختارهای مرتبط با ساقه مغزی و پیوند با سیستم "شنوایی" موجب کسب آگاهی و هوشیاری نسبت به محیط اطراف میشود تا بتواند محرک ها و اطلاعات محیطی را به خوبی مورد بررسی و پردازش قرار دهد و بدین شیوهاز آنها منابع قوی و مطلوبی جهت پیش بینی های آتی و انتخاب و ارتقاء الگوهای حرکتی فراهم آورد. از سوی دیگر، سیستم بینایی از جنبه حرکتی نیز  تحت نظارت سیستم های بینایی-حرکت   و تکمه های فوقانی قرار دارد و با ارتباطات کنترلی گسترده با مخچه و هسته های قاعده ای به قشر مغزمرتبط است. در بخش قشر حرکتی که در انسان ها از پیچیده ترین و دارای سیستم ها و شبکه های درهم تنیده ی عصبی است نیز بخش متمایز و ویژه ای جهت حرکات چشمی و دامنه میدان بینایی اختصاص یافته است که این امر خود بیانگر درجه اهمیت آن در کارکردهای حرکتی است.البته باید درنظر داشت که پیوند این سیستم ها از طریق یک مجرای دارای دو جنبه حسی - حرکتی بنام سیستم بینایی منجر به  بروز مهارت هایی چندوجهی (شناختی-رشدی-تکاملی-ادراکی-حسی-حرکتی)  نظیر  درک عمق، برنامه ریزی حرکتی، توالی بندی زمانی-مکانی سکانس هاس حرکتی، پیش بینی و انتخاب حرکات ، هماهنگی چشم ها با دست ها وپاها در هنگام کاربرد، استفاده هماهنگ و مفید از دست ها در محیط ، میل و انگیزه به حرکت و فعالیت در محیط و همچنین حفظ و کنترل بدن در وضعیت های مختلف متناسب با شرایط محیطی می شود.
  در تحقیقات مختلف  ویژگی ها و ابعاد مختلف سیستم بینایی نظیر " درک فضایی " مورد بررسی قرار گرفته است که در زیر مواردی را جهت واضح تر شدن اهمیت این سیستم در عملکردهای حرکتی و همچنین الگوهای رفتاری- شخصیتی  ذکر می کنیم.   جرارد موریس در مقاله خود در سال (2007) ، درک فضایی سیستم بینایی را در تشخیص چهره دخیل می داند و آن را به عنوان پایه و پیش نیاز مهارت های اجتماعی ذکر می کند و وجود نقص در آن را دلیل بروز اختلال سیستم های هیجانی-اجتماعی قلمداد می نماید.هرچند در این زمینه به اهمیت این توانایی درک فضایی بر مهارت های مربوط به ریاضی را نیز مورد توجه قرار می دهد و به تاثیر عمده آن در آغاز "روانی و آهنگ کلام " اشارات موکدی دارد.نوویچسکی و دواک نیز در مقاله خود در سال (1992) چنین نتیجه گرفتند که کودکان مبتلا به نقص  در پردازش های درک فضایی-بینایی در مواردی نظر درک نشانه های غیرکلامی، درک حالات بیانی چهره ، حرکات دست ها و انگشتان و همچنین وضعیت بدنی دچار مشکل و اختلال خواهند بود. پتی و همکارانش نیز وجود اختلال در درک فضایی- بینایی را عاملی جهت بروز مشکلات درونگرایی و افسردگی و کاهش اعتمادبه نفس و برقراری رابطه با همتایان ذکر نمودند. ادن و استین و وود نیز در سال 1995 به نقش حرکات چشمی و تثبیت نقطه بینایی و تمرکز در توانمندی های کودکان مدرسه ای و توانایی "خواندن " اشاره نمودند. در زمینه ارتقاء و بهبود مهارت فضایی-بینایی و همچنین تقویت الگوهای حرکات چشمی، استفاده از تمرینات ویژه و خاص مبتنی بر مهارت های بینایی- دیداری  در اتاق هایی که به طور اختصاصی به این امر می پردازند که از آن ها با عناوینی نظیر "اتاق تاری" و "VMT" یاد می شود. 

 

در صورت نیاز مرکز پژوهشی پرورش ذهن فرزام با ارایه پک دقت و تمرکز، برگزاری کلاس های خصوصی در منزل شما یا در مرکز می تواند مهارت دقت و تمرکز را در کودک شما افزایش دهد