روش های ایجاد تفکر منطقی در کودک ، نخستین گام درک ریاضیات


یک فرد بالغ و رشد یافته تفکر سیستمی منطقی و دقیقی دارد. ظرفیت استدلال های ظریف و دقیق همیشه نشان دهنده افراد نابغه و برجسته بوده است، از کارآگاه بزرگ شرلوک هولمز تا نخبگان تجارت در دنیای امروز، همه از نظر تفکر منطقی قابل تحسین می باشند. بنابراین در حال حاضر بسیاری از والدین جوان که به طور معمول دارای تحصیلات عالی نیز می باشند به طور چشم گیری نگران پرورش تفکر منطقی در کودکشان هستند.
مقاله حاضر به دنبال پاسخ گویی به این سؤال است که ” چگونه می توان کودک را در بالا بردن توانایی تفکر منطقی و فهم و درک آن یاری نمود؟”
روان شناسان کودک معتقدند که کودک از حدود سه سالگی قادر به ایجاد تفکر منطقی انتزاعی است. این بدان معنا نیست که پدران و مادران فکر کنند که دیگر نیازی به آموزش مهارت های تفکر منطقی ندارند. به اعتقاد دانشمندان باید جهاد آموزش تفکر منطقی به کودکان هر چه زودتر آغاز گردد. زمانی که کودک شروع به حرف زدن نموده و ارتباط با دیگران بیشتر نمود پیدا می کند بهترین زمان برای آموزش تفکر منطقی انتزاعی است.
برای اینکه والدین بتوانند آموزش مؤثری برای کودکشان داشته باشند باید درک صحیحی از ارتباط بین اطلاعات موجود و عملکرد کودکشان داشته باشند و تاثیر آن ها را بر تفکر منطقی کودک بدانند.
ایجاد تجربه های واقعی برای آموزش تفکر منطقی
متخصصان کودکان پیش دبستانی و روان شناسان کودک چندین روش مؤثر برای رشد و توسعه تفکرکودکان ارائه نموده اند. این روش ها می توانند توانایی تفکر منطقی کودک را در زندگی روزانه اش بهبود بخشند.
الف – آموزش طبقه بندی نمودن
بهترین راه برای رشد تفکر منطقی کودک آموزش پیدا کردن روابط بین اشیا وسعی در طبقه بندی نمودن آن ها است . این آموزش می تواند به صورت دسته بندی موضوعات مختلف مثل شکل ، جنس ، رنگ ، اندازه ، کاربرد ، و …
مادر می تواند عکس یک کتاب را به کودک نشان دهد و از وی بخواهد که گروه های مختلف را در کتاب مشخص نماید. برای مثال : چه افرادی؟ چه گیاهانی؟ چه حیواناتی؟ چه لوازم و وسایلی؟ به همین ترتیب پس از آن مشاغل یا لوازم مختلف و… را می توان دسته بندی نمود.
در این فرایند والدین باید با توجه به علاقه و سن کودک پایه و اساسی برای طبقه بندی در نظر بگیرند. این عمل می تواند منجر به افزایش تمرکز کودک بر روی جزئیات ظریف و افزایش قدرت مشاهده وی نیزگردد.
ب- استفاده از ارتباط ها
عامل اصلی تفکر منطقی یافتن روابط داخلی در هر موردی است. در زندگی روزانه والدین می توانند از انواع موارد ساده در خانه که کودک با آن ها رابطه دارد برای بالا بردن استدلال منطقی وی الهام بگیرند. برای مثال در زمان شام مادر میتواند از فرزندش سؤال کند ” چرا کاسه این گونه ساخته شده است؟ آیا به این دلیل است که اگر گوشه دار بود سخت شسته می شد؟” یا بعد از شام پدر و کودک در کنار هم جلوی آینه بایستند و پدر سؤال کند ” کی کوتاه تر است؟ کی بلند تر است؟” بچه ها معمولاً پاسخ های درستی می دهند و چیزهایی هم به پدر می گویند.
این روش یک راه اثربخش شناخته شده در گسترش روابط بین چیزهایی که کودک آن ها را می شناسد است. از این روش برای کشف روابط در جهان طبیعت و محیط پیرامون کودک می توان استفاده نمود. با این کار پدر و مادرها میل به اکتشاف در آینده را در کودک ایجاد نمایند.
پ – مرتب نمودن
درک مفهوم ترتیب، نه تنها به بهبود مهارت خواندن درکودک و توانایی یادگیری وی در آینده کمک می کند بلکه به عنوان یک راه مهم در آموزش تفکر منطقی به کودک مطرح است .
زمانی که ما مفاهیم بزرگ و کوچک، دور و نزدیک، … که می توانند معکوس هم شوند را به کودک آموزش می دهیم ، در واقع به درک کودک از مفاهیم اول، دوم، سوم و دیگر اعداد ترتیبی کمک می نماییم. در واقع مفهوم اصلی اعداد را کودکان این گونه درک می نمایند.
بسیاری از کودکان دو تا سه ساله به راحتی اعداد یک تا ده را می شمارند ولی درک واقعی از آنچه بیان می کنند ندارند و فقط محفوظاتشان را ارائه می کنند. بنابراین والدین باید مفهوم واقعی آمار و ارقام را به تدریج به کودک انتقال دهند. بیان یک پسر، دو گربه، سه گل، بیان اعداد با اشاره انگشتان دست به عبارت دیگر “شمارش خاموش” به رشد تفکر منطقی کودک منجر می گردد.
علاوه بر این پدر و مادر ها باید فرزندشان را در درک اعضای گروه های مختلف اعم از گروه های بزرگ و کوچک یاری دهند. به طوری که کودک به درک خاصی از هر گروه و قسمت های اصلی آن دست یابند و این که یک گروه بزرگ شامل گروه های کوچک بسیار زیادی است و ترکیب گروه های کوچک است که گروه های بزرگ را ایجاد می نماید.
برای مثال : مردم کودکان نوزادان گیاهان درختان درخت سیب
ت- روش های مکانی
برخی والدین تمایل دارند که مفاهیم مکانی و فضایی مانند ” بالا و پایین، چپ و راست، داخل و خارج، جلو و پشت، …” را از بدو تولد به کودکشان یاد دهند. این در حالی است که این کار خیلی موفقیت آمیز نیست. در زندگی روزانه پدر و مادر از هر فرصتی برای آموزش مفاهیم فضایی به کودک استفاده می نمایند. مثلا در زمان آماده کردن شام مادر به کودک می گوید ” مجله ها را از روی میز بردار” یا قاشق را داخل کاسه بگذار” با این حال آموزش مفاهیم چپ و راست نباید با عجله و اجبار صورت پذیرد. بیشتر کارشناسان معتقدند که کودکان در سن ۵ الی ۶ سالگی قادر به تمایز میان چپ و راست می باشند.
تمرین های منطقی و پیدا کردن اشتباه ها
در واقع افزایش توانایی تفکر منطقی کودک برای پدر و مادران دست یافتنی است. ما می توانیم با بازی اشتباه را پیدا کن با کمترین تلاش بازی های زیادی ایجاد نماییم. به عنوان مثال پدر و مادر داستان هایی را با توجه به سن کودک تعریف نمایند که در آن ها اشتباه هایی وجود دارد مثلاً “در یک روز سرد زمستانی پدر به شدت عرق کرده بود” یا “در یک روز آفتابی پسر کوچولو برای رفتن به مهد بارونی پوشید” و…
اجازه دهید که کودک اشتباه داستان را پیدا کند. با این تمرین ها شما می توانید به هدف خود که پرورش تفکر منطقی فرزندتان است دست یابید. ما نیز سعی می نماییم با ارائه داستان هایی که به تفکر منطقی کودک منجر گردد شما را در این راه یاری نماییم.

 در صورت نیاز مرکز پژوهشی پرورش ذهن فرزام با ارایه پک دقت و تمرکز، برگزاری کلاس های خصوصی در منزل شما یا در مرکز می تواند مهارت دقت و تمرکز را در کودک شما افزایش دهد